سيد - متناسب با شأن علمى و اجتماعى والاى وى - مىشوند . نامهء آيت اللّه حاج شيخ روح اللّه دانايى قزوينى به صاحب عروه ( كه پس از انحلال مجلس اول نگارش يافته ) گوياى همين امر است :
چون تعليقهء شريفه كه به سرافرازى جناب مستطاب شريعتمدار آقا ميرزا على اكبر عراقى شرف صدور يافته بود ، عنوان ايشان از آن تعليقهء مباركه كما ينبغى محفوظ نشده بوده ، مخلصين ابلاغ آن را صلاح نديده ، فلذا لازم شد كه جسارت شود و از حضرت حجة الاسلام استدعا شود كه يك تعليقهء ديگر كه حاوى بر حفظ عنوان جناب ايشان باشد مرقوم و به سرافرازى ايشان روانه فرماييد كه لياقت و شايستگى ايشان مقتضى آن مراحم و الطاف خاصه است . اميدوار است كه اين استدعاى خالى از غرض ، به اجابت مقرون شود .
تأكيد حاج شيخ روح اللّه بر « خالى از غرض » بودن اين درخواست ، از آنرو بود كه سيد صاحب عروه از آنچه كه حتى اندكى ، بوى « دكاندارى يا باندبازى » مىداد به شدت پرهيز مىكرد ، و لذا مرحوم دانايى مىخواست به سيد اطمينان دهد كه در اين سفارش ، شائبهء اينگونه امور راه ندارد .
وصفى هم كه حاجى ميرزا ابو تراب در نامهء خود به سيد ( مورخ 17 شوال 1326 ق ) از تقوا و علميت و خدمات بىدريغ و خالصانهء علمى و اجتماعى آقا ميرزا على اكبر عراقى كرده ، خواندنى است و ضمنا نشان از پارسايى و خلوص و احتياط دينى خود حاجى ميرزا ابو تراب ، و اهتمام او و يارانش به ترويج از عالمان شايسته در اجتماع ، دارد :
. . . سابقا در خصوص جناب شريعتمدار آقا ميرزا على اكبر عراقى مطلبى عرضه داشته شده بود و اين داعى از آن تاريخ به بعد قصدا مترصّد حال جناب ايشان شد . چونكه عملا بسيار خوب بود . خواستم بدانم اگر ملكهء عدالت راسخ در آن وجود باشد به عرض حضور حضرت حجة الاسلام [ - صاحب عروه ] برسانم كه به عنايت خاصى مورد توجه باشند و معلوم و مشهودم اين است كه به آن شهادت مىدهم كه عمل جناب ايشان ليلا و نهارا بدون فتور ، مشغول ارشاد جاهل و تعليم مسائل شرعيه هستند و شبها الى ساعت چهار [ بعد از غروب آفتاب ] مشغول همين عمل مىباشند و ديدم مهمّشان ترويج شرع است و ديدم به اين داعى [ - انگيزه ] دست از وسايلى كه حسب العاده نافع به دنياشان بود برداشتند و مورد وثوق جمعى هستند كه آن جمع ، اگر چه از فقراى كسبه هستند ولى جدا متدين و حق جويند كه به معاشرت و امتحانات ، او را عادل دانستهاند و داعى هم ايشان را عادل ديدم و مسجدى معيّن
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 592
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٥٩٢