مذهب كارى از پيش نخواهد رفت . در روزنامهجات [ كذا ] هم الى ما شاء اللّه مزخرفات مىنويسند و عقايد عوام بيچاره را به كلى سلب كردهاند . از آن روزنامهجات را مىفرستم نزد اخوى آقا سيد على كه از لحاظ مبارك بگذرانند و خاطر مبارك مسبوق باشد .
در اين هفته هم باز شرحى از آقاى حاجى [ ميرزا حسين تهرانى ] و آخوند [ خراسانى ] و آقا شيخ عبد اللّه [ مازندرانى ] به طريق سؤال و جواب رسيد ، در تعريف و تمجيد [ از ] مجلس ، و تكفير كسانى كه [ با آن ] مخالفت نمايند ، به اين مضمون كه : مخالفت مجلس معاندهء با صاحب شرع است ، اعاذ اللّه جميع المسلمين فى ذلك . « 1 » بارى ، ديگر از اسلام اثرى نخواهد ماند . شرحى هم هفتهء قبل عرض كرده بود [ م ] و نظامنامه يعنى قانون اساسى را هم فرستادم كه ملاحظه فرماييد .
آن فصولى كه علاوه شده و آن تصحيحاتى كه شده است ، خيلى محلّ گيرودار و گفتگو شده است و مشكل بالاخره هم قبول شود . سابق همعرض شد اگر تلگرافى اجماعا از علماء بشود به جمعى [ مبنى بر اين ] كه بايد قانون اساسى كه نوشته شده است ارسال نجف شود كه به نظر ما هم برسد و الّا قبول نخواهد شد و حتى المقدور نخواهيم گذاشت اجرا شود ، و اين تلگراف به جميع بلاد ايران بشود كه علما هرجا [ هستند ] مطلع شوند و اگر از روى خوف سكوت كردهاند به صدا درآيند و همراه شوند . اين مطلب خيلى لازم است ، و به جهت « 2 » پيشرفت كار ، من جمعى از آقايان طهران را در اين خيال همراه كردهام و حاضر شدهاند كه در اين باب همراهى نمايند .
ولى تلگرافى كه مىشود از آنجا ، بايد از عموم علما باشد كه حمل بر غرضى نتوانند بكنند .
بارى ، شرح مطالب را هم به اخوى آقا سيد على خواهم نوشت ، ديگر جاى هيچ تأمّل و درنگ نيست . به اين نحو كه عرض كردم مىشود كارى كرد كه اقلا بكلّى شرع از بين نرود و فى الجمله احكام شرع ملحوظ باشد و الّا به كلى از بين خواهد رفت . . .
* * * در همينجا بايد از اقدام مهم سيد احمد ( مبنى بر ارسال پيشنويس متمم قانون اساسى ، همراه با ارائهء پيشنهادهايى در جهت اصلاح و تكميل آن ، به نجفاشرف نزد پدر ) در اين مقطع ياد كرد كه خوشبختانه متن پيشنويس ارسالى و پيشنهادهاى منضم به
هامش
( 1 ) . در اصل : ذالك .
( 2 ) . در اصل : به جهة .