راونج از نقاط سرسبز اطراف قم مىباشد كه در سمت تفرش واقع شده است .
صدر العلماى راونجى ( پدر زن سيد احمد ) آخوندى اعيانمنش بود كه با رجال سياسى پايتخت تماس و بروبيا داشت . « 1 » وى در عصر مشروطه ، از مخالفان مشروطهء سكولار محسوب مىشد و در اين راه فعاليتهايى داشت و نسبت ميان وى و صاحب عروه ، بر اهميت اقدامات وى و متقابلا عصبانيت و واكنش خصمانهء جناح حريف مىافزود . « 2 » به همين دليل مورد هجمهء تبليغاتى هواداران تندرو مشروطه قرار داشت . سرانجام نيز ( احتمالا به دست همانها ، و بهعنوان نشان دادن زهرچشمى به صاحب عروه ) چند ماه پس از فتح تهران و تجديد مشروطيت ، در حدود 11 ذى قعدهء 1327 قمرى به قتل رسيد . « 3 »
رابطهء صدر العلما ، بهويژه در آستانهء طلوع مشروطه ، با حاج شيخ فضل اللّه نورى خوب نبود و سيد احمد ( فرزند سيد ، و داماد صدر ) نيز در آن ايام ، تحتتأثير القائات او ، ميانهء خوبى با شيخ نداشت و حتى گاه در نامه به پدر ، از تنقيد شيخ دريغ نمىكرد ، كه البته صاحب عروه اعتنايى به اين حرفها نداشت . فىالمثل ، در جريان فوت آيت اللّه العظمى فاضل شربيانى ، كه سيد على يزدى ( پدر سيد ضياء الدين طباطبايى مشهور ) « 4 » به توصيهء شيخ نورى و . . . ، از مرجعيت آخوند خراسانى جانبدارى كرده بود ، سيد احمد ضمن اشاره به اين امر در نامه به پدر ، از آنها انتقاد كرد . « 5 »
مع الوصف ، پس از چندى كه سيد احمد به بلوغ و استقلال سياسى رسيد ( و بويژه ، حوادث گرانبار مشروطيت ، شيخ نورى را در چشم او و ديگران ، بهعنوان محور مبارزه با جناح غربگرا و سكولار مشروطه ، جلوهگر ساخت ) نظرش نسبت به شيخ كاملا دگرگون شد و اتخاذ مواضع واحد بر ضدّ عناصر دينستيز ، او را به شيخ نزديك كرد . ضمنا ميانهء سيد احمد با صدر راونجى نيز به مرور شكرآب شد و اختلافشان به جايى رسيد كه صدر در مقام بدگويى از سيد احمد نزد صاحب عروه برآمد و احمد
هامش
( 1 ) . شرح زندگانى من يا تاريخ اجتماعى و ادارى دورهء قاجاريه ، عبد اللّه مستوفى ، 1 / 520 .
( 2 ) . ر . ك ، روزنامهء خاطرات شرف الدوله ( 1324 - 1327 ق ) ، به كوشش يحيى ذكاء ، ص 285 و 291 .
( 3 ) . ر . ك ، روزنامهء خاطرات عين السلطنه ، 4 / 2942 .
( 4 ) . با سيد على يزدى ، فرزند صاحب عروه و برادر سيد احمد ، اشتباه نشود .
( 5 ) . نامهء سيد احمد به صاحب عروه ، 7 شوال 1322 ق .