تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
داشته ؛ باعث مزاحمت فعليّه ، آن است كه جنابان مستطابان عمدتى العلماء العالمين آقاى آخوند ملا حسن ماليمرى و آقاى حاجى ميرزا آقا دام تأييدهما كه از علماء بقاعده موجّه مسموع الكلمه عند عامّهء اهل البلد و در حقيقت مورد اطمينان اين جانب مىباشند ، در دار العباد يزد توهينات به ايشان وارد آمده ، دور نيست آن جناب قضاياى ايشان را مستحضر باشيد ، چنان كه ممكن باشد تداركى بفرماييد . ديگر آنكه ، هفتهء گذشته تلگرافى مشوّش خاطر ، مشبوه الامضاء به‌عنوان اين‌جانب رسيد محصّل آن تشكّى از وضع زمان و ضعف ايمان خلق و تجرّى ملحدين به اشاعهء كفر و زندقه علنا بر منابر مسلمين است و اخبار به اينكه به آن واسطه ، نوع علما به حضرت عبد العظيم سلام اللّه عليه حركت فرموده ، بىنهايت از آن متألم گرديده و چنين ظاهر بود كه امضاء از جناب ثقة الاسلام آخوند آملى دام تأييده بوده ؛ لازم دانسته تلگرافى روز گذشته نوشته فرستادم تلگرفخانه راسأ به طهران بزنند . البته به نظر شريف رسيده ، اميدوارم از اهتمامات صحيحهء آن جناب با نهايت متانت ، موجبات حفظ دين مبين و عقايد مسلمين را منظور داريد و ملتفت باشيد مبادا اثارهء « 1 » فتنه در اين مقام شده ، كيفيت حالات را مرقوم داريد و از بشارت سلامتى مستحضرم داريد و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . الاحقر محمد كاظم الطباطبائى . « 2 » ملا محمد آملى ، همچنين ، در روز آخر ماه جمادى الثانى 1325 ق ، يعنى حدودا پنجاهمين روز تحصن خود و شيخ نورى در حضرت عبد العظيم ( ع ) ، نامه‌اى سخت سوزناك و تكان‌دهنده به سيد نوشت و در آن ، ضمن انتقاد شديد از عملكرد جناح تندرو و سكولار مشروطه ، و بيان فشارها و تهديدهاى سخت آنان به او ، از استوارى و عدم هراس خويش در برابر آن جماعت سخن گفت و خواستار نامهء تند سيد به شاه بر ضدّ گروه ياد شده گرديد : بسم اللّه الرحمن الرحيم به عرض مىرساند : اميد آنكه ذات كثير البركات حضرت مستطاب عالى اطال اللّه تعالى بقاه مصون ، و ظلّ عنايات عامّه ممتد على رؤوس المسلمين فى الاقطار و الامصار [ باشد ] .
هامش
( 1 ) . اثاره : برانگيختن و برانگيخته شدن . اين كلمه ، در بازنويسى سند توسط آقاى تركمان ، « آثار » ضبط شده كه با مراجعه به اصل لوايح ، اصلاح گرديد . ( 2 ) . رسائل ، اعلاميه‌ها . . . ، تركمان ، صص 304 - 305 .