چنانچه خداى نخواسته از دعوات مخصوصه هم ، مثل جواب عرايض ، محروم باشم ظلم به عالم عالم اخلاص [ و ] ارادت شعار خواهد بود . عرض مىكنم آنچه را كه مرحوم آخوند ملا عبد اللّه همدانى فرمود در حقّ علماى طهران ، كه اگر پيغمبر در حيات بود لا محاله در واقعهء همدان تسليت و دلجويى تام در حق من منظور مىفرمود ، و هكذا الامر فى حقى . تمنّاى داعى از نفوس قدسيّهء قدّوسيّهء علماى حقهء آن بلاد بيشاز اينها است . مكرر بر مكرر از رؤساى آن نواحى از كربلا و سامرا و كاظمين استغاثه نمودم ، ابدا نگفتهاند كه تو كيستى و درد تو چيست ؟ شكايت ايشان را به سركار عالى ، و سركار را هم به همين كيفيت « 1 » خدمت شاه ولايت سلام اللّه عليه عرض نماييد . ايام سعادت و افاضت مستدام .
الاحقر محمد الآملى .
3 نامهاى به آيت اللّه مير سيد حسين قمى
صاحب عروه ، پس از ارسال تلگراف در 23 جمادى الاول 1325 به آخوند آملى ، نامهاى نيز به يار ديرين خود : آيت اللّه مير سيد حسين قمى ( عالم پارسا و ذىنفوذ پايتخت ، و يار و همفكر شيخفضل اللّه نورى ) نوشت و در آن ، ضمن اشاره به تلگراف خود به آملى ، خواستار اقدامات وى در اين موضوع و ساير مسائل مطرحشده در نامه گرديد .
لايحهء متحصنين حضرت عبد العظيم عليه السّلام ، مورخ يكشنبه 26 جمادى الثانى ، نامهء سيد به مرحوم قمى را اينچنين منعكس مىكند :
سواد مرقومهء جناب مستطاب حجة الاسلام و المسلمين ركن الملة و الدين آقاى آسيد محمد كاظم طباطبائى دامت بركاته كه به جناب مستطاب ملاذ الاسلام و المسلمين آقاى آمير سيد حسين قمى نوشته :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
و لا حول و لا قوّة الا باللّه العلى العظيم . فى الحقيقه اين اوقات مصداق آيهء شريفه
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ
مىباشد . على التوالى ناملايمات در تزايد و عمدهء آن از تجرّى « 2 » بىاندازهء مبدعين « 3 » و ملحدين و اشاعهء كفريّات و زندقه كه ناشى از گمان حرّيت قلم و لسان است كه منشأ خرابيها شده [ است ] .
چندى قبل قرة العيون محترم آقا سيد محمد حفظه اللّه تعالى بعض از آن را معروض
هامش
( 1 ) . در اصل : كيفية .
( 2 ) . جسارت يافتن .
( 3 ) . بدعتگذاران .