تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
بالاى آن نوشته شده : « مجموعه‌اى است مختصر از مسائل اصول دين و مهمات مسائل نماز » و آملى آن را در دههء اول شعبان 1325 ( اواخر تحصن حضرت عبد العظيم عليه السّلام نوشته « 1 » و ظاهرا غير از « تلخيص الفرائض » است . « 2 » ملا محمد آملى ، دغدغه و پرواى حفظ دين داشت و مخالفت استوارش با مشروطهء وارداتى و سكولار - كه هزينهء سنگينى نيز براى او دربر داشت - از همين‌جا ناشى مىشد . فرزند ايشان ، آيت اللّه حاج شيخ محمد تقى آملى مىفرمود : « پدرم ، چون حاج شيخ فضل اللّه نورى ، جدّا مخالف با مشروطه و مشروطه‌خواهان بوده است . منطق ايشان اين بود كه اكثر اين مردم [ - مدعيان مشروطه‌خواهى ] به ما دروغ مىگويند و با ما سر خدعه و مكر و حيله دارند ؛ ما بايد فقط قرآن كريم را كه كتاب وحى الهى و دستور العمل مدينهء فاضلهء انسانى ، و معجزهء باقيهء حضرت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است حفظ كنيم . . . ما را چه حاجت كه باوجود قرآن كريم به دنبال اين‌گونه حرفها برويم ؟ » . « 3 » او در عصر مشروطه ، از آغاز تا پايان ، يار و همفكر شيخ فضل اللّه نورى بود و از جمله در تحصن حضرت عبد العظيم عليه السّلام همراه شيخ ، شركت فعال داشت . « 4 » گزارش اعظام الوزارهء قدسى را در حمايت جدى آملى از شيخ فضل اللّه و حركت وى در ايام تحصن حضرت عبد العظيم ( ع ) قبلا آورديم . آملى ، موضع انتقادى خود نسبت به مشروطه ، و همگامى با شيخ نورى در اين راه را ، در دوران موسوم به استبداد صغير هم حفظ كرد . از همين‌رو در جريان دستگيرى و اعدام شيخ ، او نيز دستگير شد و حتى قرار بود همچون شيخ در تهران اعدام شود ، كه واكنش تند افكار عمومى پايتخت نسبت به شهادت شيخ ، امكان قتل آملى را از مشروطه‌خواهان تندرو گرفت و سردمداران مشروطهء سكولار به تبعيد وى ( حصر با اعمال شاقه ) اكتفا كردند . آملى ، چنان كه در نامهء خود به سيد محمد ، فرزند ارشد صاحب عروه در نجف ( مورخ 29 شعبان 1326 ق ) خاطرنشان مىسازد ، كشاكش ميان مشروطه‌خواهان تندرو
هامش
( 1 ) . ر . ك ، زندگىنامه و خدمات علمى و فرهنگى . . . مرحوم آيت اللّه شيخ محمد تقى آملى ، ص 90 و 144 - 147 . ( 2 ) . براى شرح‌حال ملا محمد آملى ، افزون بر مآخذ ياد شده ، ر . ك ، در آسمان معرفت ، حسن حسن‌زادهء آملى ، صص 186 - 188 . ( 3 ) . در آسمان معرفت ، ص 194 . ( 4 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، كسروى ، ص 360 .