تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
آملى ، آن هم از سوى فقيه طراز اولى چون نائينى ، امرى حائز اهميت بوده و گواه رفعت مقام علمى و اجتماعى ملا محمد آملى است . برخى از تراجم‌نگاران ، آملى را « از همطرازان مرحومان شيخ عبد النبى نورى و شيخ فضل اللّه نورى » قلمداد كرده‌اند « 1 » ( كه البته شيخ ، در افق بالاترى از آملى قرار دارد ) و محمد شريف رازى وى را « از اجلّاى علما و اكابر فقها و مجتهدين اتقياء و مشاهير مراجع روحانى طهران » مىشمارد كه « يكى از مراجع امور دينى و مورد توجه غالب طبقات و عموم روحانيون » بوده است . « 2 » احترام علما و مراجع بزرگى چون صاحب عروه نسبت به آملى ، گواه مراتب بالاى علم و تقوا در او است : صاحب عروه در تلگراف به آملى از او با تعبير « جناب ثقة الاسلام آملى دامت بركاته » ياد مىكند « 3 » و در لوايح منتشره از سوى متحصنين حضرت عبد العظيم عليه السّلام نيز ، كه زير نظر شيخ نورى تهيه مىشد ، نام وى به صورت « جناب مستطاب ثقة الاسلام و المسلمين كهف العلماء و المجتهدين آقاى آخوند آملى دام ظله العالى » يا « جناب مستطاب حجة الاسلام مروج الاحكام آقاى آخوند ملا محمد آملى دامت بركاته العاليه » برده مىشد . « 4 » حاجى ميرزا ابو طالب زنجانى ، فقيه نامدار تهران در عصر قاجار ، در گزارشى كه از واقعهء توپخانه ( ذى قعدهء 1325 قمرى ) به برادر خود حاجى ميرزا ابو المكارم ( فقيه برجستهء زنجان ) مىنويسد ، در رأس حاضرين آن واقعه از ميان « علماى معروف تهران » ، از « جناب آخوند ملا محمد آملى » نام مىبرد . « 5 » همين احترام به آملى را در ليستى نيز كه از اسامى علماى متحصن و مخارج آنان در حضرت عبد العظيم عليه السّلام به خط شيخ فضل اللّه و ديگران در دست است ، مشاهده مىكنيم . « 6 » حسن اعظام قدسى مشهور به اعظام الوزاره ( از فعالان صدر مشروطه در تهران ) در خاطرات خويش ، پايهء فضل آخوند آملى ( و نيز همراهى جدّى وى با حركت اصلاحى شيخ فضل اللّه نورى در عصر مشروطه ) را چنين آورده است :
هامش
( 1 ) . زندگىنامه و خدمات علمى و فرهنگى . . . مرحوم آيت اللّه شيخ محمد تقى آملى ، ص 87 . ( 2 ) . اختران فروزان رى و طهران ، ص 365 . ( 3 ) . رسائل ، اعلاميه‌ها . . . ، تركمان ، ص 240 . ( 4 ) . همان : ص 240 و 255 . ( 5 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، كسروى ، ص 511 . ( 6 ) . كپى اين سند در آرشيو نويسنده موجود است .