ايامى كه حاج شيخ فضل اللّه نورى در حضرت عبد العظيم [ عليه السّلام ] براى قانون اساسى ، كه بايد مطابق احكام شرع تنظيم شود ، تحصن اختيار كرده بود ، طرفدارهاى ايشان از علما و طلاب و ساير طبقات هم قسمتى شبها مىماندند و بعضى شبها به شهر مىآمدند و روزها مىرفتند ، يكى از علماء برجسته آخوند ملا محمد آملى بود .
در مجالسى كه علما بودند اگر در آن مجلس آخوند آملى حاضر بود مسائل علمى به واسطهء حضور آخوند مطرح و مذاكره نمىشد ، براى اينكه در مقابل آخوند نمىتوانستند عرض اندام نمايند .
آخوند به كسى كه در طهران ايمان داشت حاج شيخ فضل اللّه نورى بود و آقاى نورى هم به ايشان فوقالعاده ابراز علاقه مىنمود . موقعى كه شيخ فضل اللّه در حضرت عبد العظيم بودند هواخواهان ايشان در شهر مردم را تبليغ به رفتن حضرت عبد العظيم مىنمودند و عنوان هم ، خواستن مشروطهء مشروعه بود ؛ يكى از مبلّغين پروپاقرص ، آخوند آملى بود . « 1 »
گواهى اعظام الوزاره را مىتوان پذيرفت . زيرا وى ، هم جزو مشروطهخواهان بود و در زمرهء مخالفان سياسى ملا محمد آملى قرار داشت ( بنابراين ، شائبهء جانبدارى از آملى در وى نمىرود ) و هم با محافل علمى و دينى پايتخت ارتباط داشت و از نزديك ، شخص آملى را مىشناخت . توضيح آنكه : پدر اعظام الوزاره ، ملا على مدرس ، از شاگردان مورد توجه ميرزاى آشتيانى و شيخ فضل اللّه نورى بود « 2 » و خود اعظام نيز در به دو امر جزء طلاب و معممين بوده و به محافل علمى و مذهبى تهران رفتوآمد داشت . « 3 » افزون بر اين ، يكى از بنى اعمام اعظام الوزاره ، موسوم به آقا شيخ على طالقانى ( از مدرسان وقت تهران ) داماد آخوند آملى بود . « 4 » خود اعظام مىنويسد : ايام تحصن شيخ فضل اللّه و يارانش در حضرت عبد العظيم عليه السّلام ، روزى آملى از آقا شيخ على خواست كه به شيخ در تحصن بپيوندد و چون شيخ على بر ادامهء رويّهء بىطرفانهء خويش در قبال مشروطه اصرار ورزيد ، آملى با لحن تندى به وى گفت : « من مجتهدم و فتوى مىدهم و امثال شما هم بايد اطاعت نماييد . در اينجا موضوع دين و شريعت اسلام است كه در مخاطره افتاده است و بايد يارى كرد » . « 5 »
ويژگى بارز آخوند آملى ، جامعيت علمى ، و بهرهمندى از علوم معقول و منقول
هامش
( 1 ) . خاطرات من . . . ، 1 / 119 .
( 2 ) . همان : 1 / 21 - 23 .
( 3 ) . همان : 1 / 31 به بعد .
( 4 ) . همان : 1 / 36 - 37 .
( 5 ) . همان : 1 / 120 .