كارشكنىهاى خود ، از تصويب قيود و اصلاحات اسلامى در متمم قانون اساسى جلوگيرى مىكرد و به شيوههاى گوناگون ( از دامن زدن به آشوبها و اغتشاشهاى كور اجتماعى و سياسى ، و تهديد و ترور اشخاص گرفته تا پخش اخبار و شايعات دروغين بر ضدّ عالمان بيدار و متعهد ، ايجاد اختلاف ميان روحانيون ، تحريك اقليتهاى دينى ، و . . . ) كشور را به ورطهء نابودى سوق مىداد و جنبش ملت را از مسير مستقيم خويش به بيراهههاى انحراف مىكشانيد . تحصن شيخ و همراهانش در 11 جمادى الاول 1325 شروع و تا هشتم شعبان آن سال يعنى نزديك به 90 روز ادامه يافت . « 1 »
سيد صاحب عروه ، در جريان تحصن مزبور ، با نامهها و تلگرافهايى كه خود يا دستيارانش در نجف براى برخى از متحصنان فرستادند ، صراحتا به جانبدارى از متحصنان برخاست و به يك معنا ، سكوت خود در برابر جناح سكولار را شكست و عليه آنان شمشير را از رو بست . متحصنان نيز ، گذشته از اينكه سيد احمد طباطبايى ( فرزند سيد ) در جمع آنان حضور داشت ، نامهها و مكتوبات سيد و دستياران وى را در لوايح خود ، به نحوى گسترده بازتاب دادند و ترفند مشروطهخواهان سكولار را ( كه به دروغ ، خود را حامى مراجع مشروطهخواه نجف : آخوند خراسانى و . . . ، جا مىزدند ) تا حدود زيادى خنثى ساختند .
ذيلا به چند مكتوب و تلگراف از سيد صاحب عروه و اعضاى دفتر ايشان كه در زمان تحصن شيخ و ياران وى در حضرت عبد العظيم عليه السّلام صادر شده و در لوايح متحصنين درج گرديده ، اشاره مىكنيم :
[ اشاره به چند مكتوب ]
1 خطاب به آخوند ملا محمد آملى
نخستين مكتوب ، تلگرافى است كه سيد خطاب به آخوند ملا محمد آملى و در پاسخ به نامهء استنصار وى ، نوشته است . پيش از نقل تلگراف سيد ، بجا است با شخصيت مرحوم آملى و شرح ماجرا آشنا شويم .
آيت اللّه آخوند ملا محمد آملى ( تولد : 1263 ق در آمل - وفات : اول شعبان 1336 ق ) از علماى مبرّز تهران در عصر قاجار و مشروطيت است كه امامت مسجد مجد را ( از 1320 ق به بعد ) برعهده داشت « 2 » و مردم وى را به فضل و تقوا مىشناختند . او به
هامش
( 1 ) . مكتوبات ، اعلاميههاى . . . شيخ شهيد فضل اللّه نورى ، ص 437 ، به نقل از دستخط شيخ شهيد .
( 2 ) . درر الفوائد ، مقدمهء حسن مصطفوى ، صفحهء ج .