از نامهء شهيد نورى در محرم 1327 ، شش ماه پيش از اعدام خويش ، به مرحوم سيد ( كه گواه پايمردى و خلوص آن دو بزرگوار در دفاع بىامان از ساحت اسلام و تشيّع است ) قبلا ياد كرديم .
سلطهء مشروطهخواهان تندرو و سكولار بر ايران پس از فتح تهران ( جمادى الثانى 1327 ) و اعدام فجيع فقيه بزرگ پايتخت : شيخ فضل اللّه نورى ( 13 رجب 1327 ) ، مخالفت سيد با آن جماعت را شديدتر ساخت ، چندانكه آنان را از ردهء اسلام خارج شمرد . شادروان حاج سيد عبد العزيز طباطبايى از قول پدرشان ( آقا سيد جواد ، نوادهء سيد ) نقل كردند كه مىگفت :
پس از كشته شدن شيخ فضل اللّه نورى ، مرحوم سيد تقيه مىكرد و دست به عصا راه مىرفت . زوّارى آمده بودند از مشهد آمدند خدمت آقا روز اول . گفتند : آقا سيد على سيستانى « 1 » در بازار داد مىزند : مشروطه كفر است و مشروطهطلب كافر . مرحوم آقا فرمودند : ن . . . ع ! نه به اين شورى شور !
اينها رفتند و بعد ده روزشان كه قصد اقامت كرده بودند تمام شد و مىخواستند برگردند ، براى خداحافظى نزد سيد آمدند . اينبار مجلس ، از اغيار خالى بوده است ، سيد مىفرمايد :
- آسيد على سيستانى راست مىگويد ! آسيد على درست مىگويد !
همسويى صاحب عروه و شيخ نورى ( بر ضدّ دشمنان اسلام و روحانيت ) بيشاز هرزمان ، در دوران تحصن شيخ و يارانش در حضرت عبد العظيم عليه السّلام بروز و ظهور يافت ، كه در بحبوحهء مشروطهء اول انجام گرفت و شرح آن موضوع گفتار زير است .
* حمايت سيد از شيخ و ياران وى در تحصن حضرت عبد العظيم ( ع )
مىدانيم كه حاج شيخ فضل اللّه نورى و همفكران وى در كوران كشاكشهاى مشروطهء اول ، در حضرت عبد العظيم عليه السّلام بست نشستند . تحصن مزبور ، جنبهء اعتراض به اعمال جناح تندرو و سكولار مشروطه را داشت كه با فشارها و
هامش
( 1 ) . مرحوم آيت اللّه حاج سيد على سيستانى ، متوفى 13 رمضان 1340 ق ، مرجع بزرگ تقليد در عصر مشروطه بود كه در مشهد مىزيست . او نياى آيت اللّه سيد على سيستانى ( مرجع كنونى شيعه در عراق ) است . راجع به شخصيت و زندگى مرحوم سيستانى ر . ك ، نقباء البشر ، حاج شيخ آقابزرگ تهرانى ، 4 / 1434 - 1435 ؛ تاريخ علماى خراسان ، ميرزا عبد الرحمن مدرس ، بخش تعليقات محمد باقر ساعدى خراسانى ، ص 283 .