تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
استوار بود » . « 1 » آيت اللّه حاج سيد جواد مدرسى ( عالم فقيد يزد ) مىنويسد : شنيده‌ام و به ظنّ اطمينانى از مرحوم آقاى آسيد هاشم بن سيد عبد الحى [ طباطبايى يزدى ] بوده . . . كه يكى از اشرار در قضيهء مشروطه سيد را در خلوت ناگهان ملاقات مىكند [ و ] مىگويد : يا امضا بكن يا اين اسلحهء آتشين [ را ] به روى تو مىگشايم . سيد با جواب منفى سينهء خود را هدف قرار مىدهد و مىفرمايد : جان فداكردن پيش من آسانتر از امضا كردن اين مشروطه است » . « 2 » آيت اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى ( مرجع تقليد معاصر ) مهرماه 1379 به اين‌جانب فرمودند : « مرحوم آقا سيد محمد كاظم يزدى چند خصوصيت مثبت داشته كه از جملهء آنها ثبات قدم و استوارى وى بوده است . ايشان در مبانى و مواضع خويش - اعم از علمى و سياسى - خيلى محكم بوده است . آنجا كه مطلبى را به نحو قاطع تشخيص مىداد ، محكم ايستادگى مىكرد و هرگز نمىهراسيد و به اصطلاح از ميدان در نمىرفته است . مصداق آيهء شريفهء « لا تأخذه فى اللّه لومة لائم » بود و مطلقا اهل اينكه هرروز يك طرف بچرخد و رنگى تازه بزند نبود » . آيت اللّه شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء در مذكّرات ( خاطرات ) خويش راجع به سيد مىنويسد : كان قوىّ الشخصية ، صلب الارادة ، صعب المراس ، شديد الشكيمة ، فى غاية الحذر ، و سوء الظن ، لا يغرّ و لا يخدع . « 3 » انسانى بود داراى شخصيت نيرومند ، ارادهء پولادين ، جوهرهء استوار ، شديدا انقيادناپذير ، و در غايت احتياط و سوءظن ؛ نه غافل مىگشت و نه فريب مىخورد . كلام فوق ، تصويرى موجز اما دقيق از « منش و روش » سيد در بعد اجتماعى و سياسى است . مرحوم كاشف الغطاء ، همچنين ، براى فرزندش : شيخ محمد شريف ،
هامش
( 1 ) . شرح‌حال رجال ايران ، 6 / 251 . ( 2 ) . النجوم السرد بذكر علماء يزد ، مخطوط ، ص 203 . صديق معظّم و پژوهشگر ارجمند ، جناب حسين مسرّت نيز مىنويسند : يكى از روحانيون نامى يزد نقل مىكرد : روزى يكى از اهالى يزد به بهانهء پرسيدن مسئله خدمت سيد يزدى مىرسد . به محض حضور ، نامه‌اى دال بر تأييد مشروطه جلو ايشان نهاده و با تهديد اسلحه خواستار امضاى آن مىشود . سيد سينه را سپر كرده و مىگويد : من سالها است آمادهء شهادتم ( شكوه پارسايى و پايدارى ، صص 19 - 20 ) . ( 3 ) . السيد محمد كاظم اليزدى ، كامل سلمان جبورى ص 136 .