. . . عرض مىكند كه در فقرهء معهوده ، اگر چيزى هم بوده است ، به آن عبارت و مضمون غير مأنوس نبوده است و از اينجا قصد مخابرهء اصفهان يا جاهاى ديگر هم نداشته ، در طهران تصرف و كم و زياد كرده بودند . لا يعف اللّه عمّن دسّها و دقّها « 1 » . . .
عين السلطنهء سالور ، از رجال مطلع عصر قاجار و مشروطيت ، به جعلى بودن برخى از اعلاميههايى كه به نام آيت اللّه حاجى ميرزا حسين تهرانى صادر مىگشت ، تصريح دارد . وى در بخش خاطرات مربوط به سهشنبه 15 شوال 1326 ، با اشاره به درگذشت مرحوم تهرانى مىنويسد : ايشان « بعد از مرحوم مغفور ميرزاى شيرازى طابثراه اعلم علماى نجف بود و بيشتر مردم ، مقلّد ايشان بودند . . . گفتند نود و شش سال داشت . . .
تلگرافات و احكامى كه از ايشان طبع و نشر مىكردند غالب ، ساختگى [ بود ] . . . خودش به يكى دو نفر پيغام فرستاده بود من كارى به اين كارها ندارم . آنچه شهرت مىدهند اطلاع ندارم » . « 2 » تأييد كلام عين السلطنه را مىتوان در گفتار ناظم الاسلام كرمانى ( از مورخان مشروطه ) بازجست كه پس از مرگ حاج ميرزا حسين تهرانى مىنويسد : « اگر چه اين بزرگوار مشروطهخواه بوده ، ولى هرگز راضى به اين وضع هرجومرج نبود و اگر مطلع بر مقاصد فرنگى مآبها و اشخاص مفسد و شر طلب مىشد ، اصلا مشروطيت را اجازه و اذن نمىداد » ! « 3 »
اظهارات آية اللّه شيخ محمد حرز الدين ، كه خود از شاگردان آيت اللّه تهرانى بوده است ، مؤيد اظهارات سالور و ناظم الاسلام است . مرحوم حرز الدين ضمن اشاره به هوادارى مراجع ثلاثهء مشروطهخواه نجف ( و از آن جمله : مرحوم تهرانى ) از مشروطه ، مقصود آنان از دخول در امر مشروطه و حمايت از آن را عمل به وظيفهء « امر به معروف و نهى از منكر » مىشمارد و مىافزايد : « زمانى كه خطاى اين راه آشكار شد ، استاد ما [ ميرزا حسين تهرانى ] از آنچه كه پيشتر - به دفاع از مشروطه - فتوا داده بود عدول كرد . . . » .
آنگاه داستان جالب زير را متذكر مىشود :
در مجامع علمى نجف شايع شد كه از سوى سران مشروطه ، استفتايى به محضر استاد
هامش
( 1 ) . خداوند بر كسى كه در آن دست برده و تغيير داده است نبخشايد . براى مشاهدهء كليشهء نامه ر . ك ، انديشهء سياسى و تاريخ نهضت حاج آقا نور اللّه اصفهانى ، موسى نجفى ، ص 540 . براى اظهار بىاطلاعى آخوند خراسانى ( در مشروطهء دوم ) از تلگرافهايى كه به نام وى مىشود ، ر . ك ، روزنامهء خاطرات عين السلطنه ، 5 / 3502 .
( 2 ) . روزنامهء خاطرات عين السلطنه ، 3 / 2208 .
( 3 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، 4 / 238 .