ديروز ما مشروطيت را حزبى ميهنى ، سياسى ، اخلاقى ، دينى مىشناختيم و امروز آن را حزبى لادينانه ( سكولار ) . . . زمانى كه ( عناصر سكولار و دينستيز ) سخنان بهبهانى را شنيده و بر حقيقت حالش وقوف يافتند ، بعضى از مفسدان وارد خانهاش شده و دست به قتل او گشودند . خبر مرگ وى كه به شيخ ما آخوند خراسانى رسيد از اين امر سخت اندوهگين و متأسف گرديد و براى وى در نجف مجلس ترحيم گذارد . . . « 1 »
2 . آقاى محمد واعظزادهء خراسانى ، از قول پدرشان ( شيخ مهدى واعظ خراسانى ، خطيب بزرگ مشهد در عصر مشروطه ) ماجراى جالبى را از مبارزهء آخوند ( پس از قتل شيخ فضل اللّه ) با جناح تندرو مشروطه نقل مىكند كه در آن اشارهاى نيز به درايت و روشنبينى سيد شده است . واعظزاده با اشاره به پدر خويش ( شيخ مهدى واعظ ) مىنويسد :
ايشان با مشروطه مخالف بودند و عليه آن در مسجد گوهرشاد سخن مىگفتند . از مرحوم سيد محمد كاظم يزدى ، صاحب عروة الوثقى ، كه از علماى مخالف مشروطه بود ، به خوبى ياد مىكردند . وى مىگفت : اگر مرحوم سيد محمد كاظم يزدى نبود ، حالا اسمى از اسلام نبود .
البته بعدها مشخص شد كه هدف مشروطهخواهان چه بوده است ؟ از اين روى بسيارى از علماى طرفدار مشروطه وقتى نيرنگها را فهميدند ، با مشروطه مخالفت كردند و از طرفداريهاى خود پشيمان شدند . پس از استقرار مشروطيت و تشكيل مجلس ، نامهاى سرّى از طرف مرحوم آخوند خراسانى ، حامى مهمّ مشروطيت ، به مشهد رسيد . آن نامه حدود 6 ماه در راه بوده تا به دست علماى مشهد رسيده بود . من آن نامه را ديدهام . اكنون اگر آن نامه موجود باشد ، جزء مآخذ مهمّ سياسى است .
آخوند در آن نامه نوشته بودند : هدف ما از مشروطيت ، برقرارى عدالت و ترويج اسلام بود ، نه اينكه مالياتهاى سنگينى براى مردم وضع كنند و . . . بنابراين بر هرمسلمانى واجب است كه با مشروطيت مبارزه كند .
پس از اينكه نامهء آخوند به مشهد رسيد ، برخى از علماى مشهور مشهد از ايشان خواسته بودند : منبر برود و نامهء آخوند را براى مردم بخواند ! مرحوم ابوى به شوخى گفتند : « آنوقت كه حضرات منبرى تلگرافهاى علما را مىخواندند و جايزه مىگرفتند ، كه ما نبوديم ! اكنون كه اين نامه را هركس بالاى منبر بخواند زنده از منبر پايين نمىآيد
هامش
( 1 ) . احسن الوديعة ، 1 / 189 .