شريف بهتر از همهكس مسبوق است كه در طىّ اين مراحل كه جزء ايام اللّه معدود است ، جهاد اكبرى است از امثال حضرت عالى در اعلاى كلمهء حقّه ؛ بديهى است صدمات و لطماتى هم دارد كه بايد تأسّيا بالأسلاف تحمل نمود و رنج را براى بزرگى مطلب و مقصد راحت شمرد . به صاحب شرع اقدس نبوى [ قسم ] كه بعد از خوردن گلولهء منافقين ، مكرّر در مكرّر ، در قلب خلجانى شد كه كاش كارى شده و مرا راحت نموده بود . و باز ، خود را ملامت كرده گفتم چه آرزويى است ؟ ! با تو كارها دارند ، كه شايد اين وقعه يكى از هزار و اندكى از بسيار باشد ، اول العلم معرفة الجبّار و آخره تفويض الأمر اليه . اين همان داعيهء كربلا است . آن روز ، فاش و فاش ، هجوم بر هلاكت امام مبين كردند ؛ امروز هجوم بر اضمحلال كتاب و دين مبين نمودهاند . تصور فرماييد در آن آستان قدس و جوار امير المؤمنين آن نمره مردم ، كه آنطور با تيشهء هواوهوس ريشهء اسلام و اسلاميان ممتحن القلب را درآرند ، در ايران چه خواهد بود ؟ ! و ليكن هيهات تضرب بالحديد البارد ، انّ للبيت ربّا « 1 » . . .
به هيچوجه از استقامت و همّتى كه فرمودهاند خسته نباشيد . انّ الّذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا . . . « 2 »
سيد اگر رياست مىخواست ، دستكم پس از سلطهء مشروطهخواهان سكولار بر ايران و عثمانى ، بايد موضع خود را تغيير مىداد و در صف حاميان مشروطيت در مىآمد ، نه آنكه همچنان مقاومت ورزد و جان خويش را بارها به خطر افكند .
از تهديد مكرر سيد توسط عناصر تندروى مشروطه ، و مقاومت شگرف وى در برابر آنان ، در آينده سخن خواهيم گفت . استوارى سيد بر مواضع خويش ، و تحمل سختترين رنجها و آزارها در اين راه ، خود گواهى بارز بر پاكى ساحت او از تمنيات نفسانى است .
* روشن شدن حقايق و موج ندامتها
در اسناد بجا مانده از سيد ، نامههاى متعددى از مردم به وى وجود دارد كه اظهار داشتهاند در اوايل مشروطه تحتتأثير تبليغات ، از ايشان بدگويى كرده و حتى از تقليد از ايشان روى گرداندهاند ولى اكنون با گذشت زمان ، و رو شدن دستها و دسيسهها ، فهميدهاند كه خطا كرده و حال ، ضمن درخواست حلاليت ، اجازه مىخواهند كه مجددا
هامش
( 1 ) . آهن سرد مىكوبند ، خانه را صاحبخانهاى است .
( 2 ) . براى كل نامه ر . ك ، « خانه بر دامنهء آتشفشان » ، از همين قلم .