[ اين ] امر ، راجع به دين اسلام است و حفظ نفوس و اعراض « 1 » مسلمين بايد بشود و حفظ شوكت مذهب جعفرى صلوات اللّه عليه و على آبائه الطاهرين و ابنائه المعصومين و دماء بايد بشود و اين معنى ، جز به مطابقت با شريعت مطهره نخواهد شد و از كشتن هم باك ندارم ، چيزى از عمر من باقى نمانده كه از آن خائف باشم و از دين خود دست بردارم . . . « 2 »
به قول شاعر :
گر بر سرم بگردد ، چون آسيا ، فلك * از جاى خود نجنبم چون قطب آسيا !
نامهء بسيار خواندنى و تكاندهندهاى هم كه شهيد حاج شيخ فضل اللّه نورى در 12 محرم 1327 ق ، يعنى يك ماه پس از ترور نافرجام و شش ماه پيش از اعدام خويش ، و در كوران فشار و آزار مشروطهخواهان تندرو نجف به مرحوم سيد ، خطاب به سيد نگاشته ، گواه پايمردى و خلوص سيد ( و شيخ ) در پاسدارى از ساحت اسلام و تشيّع است .
شيخ نورى ، در اين نامه ، كه سرشار از شور مقاومت و شهادتجويى است ، بىآنكه از زخم گلوله بر خود بنالد ، بر « صدمات وارده بر وجود » سيّد مويه مىكند . آن روزهاى طوفانى را جزء « ايام اللّه » و پايمردى در دين را « جهاد اكبر » مىنامد . از « رضا » به قضاى الهى و « صبر » بر بلاى او گفته ، سرفصل دانش را شناخت حق - جلّ جلاله - به جلوهء « جبّارى » مىداند و ميوهء آن را ، واگذارى امور به او . يعنى همان درسى كه در به دو تحصيل ، به طلّاب شيعه مىآموزند : « اوّل العلم معرفة الجبّار و آخره تفويض الأمر اليه » ! زمان را عاشورا و زمين را كربلا مىبيند و از هجوم بلهوسان به ساحت دين ، و تلاش آنان براى « اضمحلال كتاب و دين مبين » سخن مىگويد :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
. . . عظّم اللّه اجوركم و شكر اللّه سعيكم و جزاكم اللّه عن الاسلام و أهله خير الجزاء ، ان شاء اللّه تعالى .
. . . مرقومهء شريفه مبنى بر اظهار محبّت و تفقّد صميمانه ، هفتهء رفته زيارت گرديد . از اينكه بر صحت و استقامت مزاج شريف حكايت داشت كمال مسرّت حاصل شد .
اميدوارم همواره وجود مبارك حضرت مستطاب عالى [ را ] در ترويج شريعت مطهّره ، و حمايت كلمهء جامعهء مقدسهء اسلاميّه ، مظفّر و منصور بدارد . از اينكه شرحى مندرج صدمات واردهء بر وجود شريف بود ، نهايت تأسف . . . حاصل گرديد . البته خاطر
هامش
( 1 ) . اعراض : نواميس ، آبروها .
( 2 ) . همان : ص 308 .