تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
است ) نيست ، بلكه مراد از اين آزادى ، آزادى كفّار و غيرمسلمانها است . حاكم مزبور از پاسخ به استدلال سيد عاجز ماند و خواست بحث را به‌عنوان برادرى و . . . بكشاند كه سيد فرمود : خير ! فعلا همين مشكل را حل كنيم ، بعد به ساير مسائل مىپردازيم ! . . . و مجلس ، بىنتيجه ، پايان يافت . 2 . داستان زير نيز - كه قاعدتا مربوط به همان ايام است - شنيدنى و درخور تأمل است : مرحوم حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ فضائل فضائلى ، از دانش‌آموختگان حوزهء درس آيت اللّه خويى در نجف و از عالمان برجستهء شهر ابهر ، سالهاى اول پيروزى انقلاب ، در تهران ، در حضور حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ فرج اللّه واعظى و نيز حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ كاظم صديقى ( خطيب مشهور پايتخت ، و از اركان دادگسترى جمهورى اسلامى ايران ) اظهار داشت كه : مرحوم حاج شيخ عبد الكريم زنجانى معروف مدتى را در حوزهء درس و دستگاه مرحوم سيد صاحب عروه حضور داشت و با آن مرجع بزرگ ارتباطى نزديك به‌هم زده بود . حاج شيخ عبد الكريم براى من نقل كرد : در دوران مشروطه ، به مرحوم سيد فشار زيادى وارد مىشد كه از مشروطيت جانبدارى كند و اين فشار ، با تحولاتى كه به نفع مشروطه در عراق و عثمانى صورت گرفت ، افزايش بسيار يافت . زيرا حالا ديگر ، خود حكومت عثمانى نيز رسما از مشروطه و مشروطه‌خواهان حمايت مىكرد . يك روز شخص حاكم در حالى كه مسلّح بود با جمعى از اطرافيان خويش نزد سيد آمد و سيد به ما و جمعى از ياران خود اشاره كرد حاضر و گوش به زنگ باشيم كه اگر مسأله‌اى پيش‌آمد و مثلا خواستند سيد را جلب و دستگير سازند ، يا سوءقصدى نسبت به ايشان صورت گيرد ، قضيه به‌سادگى برگزار نشود . بارى ، جلسه در جوّى رعب‌انگيز تشكيل شد و حاكم ، شرحى مبسوط در فوايد مشروطه و قبح استبداد ، بر زبان راند و با اشاره به تأييد برخى از علما و شخصيتها از مشروطيت ، سيد را به ترك مخالفت با مشروطه ، و اقدام به تأييد آن ، فراخواند . مرحوم حاج شيخ عبد الكريم زنجانى مىگفت : حاكم ، به اسلحهء كمرى مسلّح بود و در خلال صحبت و استدلال در فوايد مشروطه ، آن را بيرون آورده كنار خويش ، روى فرش ، در معرض ديد سيد و ديگران گذاشته بود كه ضمنا گفته باشد اسلحه هم در كار است و ما « برهان قاطع » ! نيز داريم ! همه‌اش گفتگو نيست ! سخن حاكم كه تمام شد ، سيد شروع به صحبت كرد و رشتهء كلام را به عدم آمادگى مردم و محيط براى پياده شدن اصول مشروطيت وارداتى كشاند و نتيجه گرفت كه در