تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
ندهد ، ولى با اين اوضاع فعليّهء ايران - از سفك دماء كثيره و هتك اعراض محترمه و نهب اموال جزيله « 1 » - تكليف خود را غير از سكوت ندانسته و دخول در اين مخاطره را نفيا و اثباتا خلاف وظيفهء خود مىدانم . چنانچه در اخبار كثيره منقول است كه در وقت وقوع فتنه و هيجان خلق ، كونوا احلاس بيوتكم و البدوا البادا . لذا كناره‌جويى كرده منتظر فرج آل محمد صلوات اللّه عليهم اجمعين هستم و غير از توقف و سكوت ، آنچه به اين‌جانب نسبت داده شود افتراء بيّن « 2 » و بهتان عظيم خواهد بود . در اين مدت آن‌قدر اكاذيب و مجعولات به حقير نسبت دادند ، بلكه تهديد به قتل نمودند ، كه خدا مىداند . در حفظ دين و ترك تعدّى از مقدار تكليف و صبر بر ايذائات و تحمل شدايد آن به حضرات اجداد طيّبين ( ص ) تأسّى مىنمايم : و احتسبه عند اللّه ، ان ربى لبالمرصاد و افوّض امرى الى اللّه ان اللّه بصير بالعباد « 3 » . . . و السّلام على من اتبع الهدى و جانب الرّدى ، و كان ذلك فى 25 شهر محرم الحرام سنهء 1327 . حكايات زير ، بازنماى موضع سيد در اين مرحله از روند مشروطيت است : 1 . مرحوم حاج سيد عبد العزيز طباطبايى اظهار داشت : پس از مشروطه شدن كشور عثمانى ، فشار روى مرحوم سيد - براى اينكه از مشروطيت تأييد و تقويت به عمل آورد - زياد مىشود . « 4 » از آن جمله ، جلسه‌اى بود كه با حضور حاكم جديد و
هامش
( 1 ) . ريخته شدن خونهاى بسيار ، هتك آبروى افراد محترم ، و غارت اموال زياد . ( 2 ) . آشكار . ( 3 ) . ( شدايد و مصائبى را كه در اين راه ديده و كشيده‌ام ) به حساب ( معامله با ) خدا مىگذارم ، كه پروردگارم در كمين ( ستمگران ) نشسته است ، و امورم را به خداوند تفويض مىكنم كه بينا به ( حال ) بندگان خويش است . ( 4 ) . اعلان مشروطيت در كشور عثمانى ، در 23 تموز 1908 انجام گرفت . در زمان مشروطه شدن عثمانى ، شهردار نجف ناجى السويدى بود كه از مشروطيت هوادارى مىكرد . ثريا بيگ نيز از رؤساى حزب اتحاد و ترقى بود كه به نجف مسافرت كرد و با آخوند خراسانى ديدار نمود ( مشروطهء ايران و اثر آن در عراق ، على الوردى ، ترجمهء زهير لباف ، صص 40 - 41 . نيز در خاطرات مرحوم سيد هبة الدين شهرستانى از دوران مشروطهء نجف مىخوانيم كه : در سال 1326 ق آزادىخواهان عثمانى بر سلطان عبد الحميد ثانى شوريدند ( و با خلع او از سلطنت ، رژيم مشروطيت را در آن كشور برقرار ساختند ) . اين رويداد ، مشروطه‌خواهان نجف را از تنگنايى كه در اثر مخالفت مردم نجف و جمعيت هوادار يزدى با آنان برايشان ايجاد شده بود بيرون آورد و حيات نو بخشيد ، چنان كه گروه طرفدار يزدى نيز دريافت كه جوّ به زيان آنها تغيير كرده است . در استانبول ( پايتخت عثمانى ) اوضاع سياسى دگرگون شد و اين امر در نجف بازتاب يافت . ثريا بيگ از نجف ديدار كرد و اجتماعى با حضور او و شركت شخصيتها و علماى ( مشروطه‌خواه ) نجف در مدرسهء آيت اللّه ميرزا حسين خليلى تهرانى برگزار شد ، و شخص يزدى و اطرافيان وى ضعيف و كوچك شدند . آزادىخواهان ترك با -
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 403 | على ابو الحسنى ( منذر )