بازتوليد استبداد ( در شكلى مهيبتر چون « ديكتاتورى رضا خانى » ) نشود - چنان كه شد .
خاصه آنكه ، در عصر مشروطيت ، كشورمان به لحاظ وضعيت داخلى ( پايين بودن سطح سواد در مردم ، تكثّر قومى و نژادى و زبانى و . . . ، ضعف حكومت مركزى ، و فقدان ارتش مقتدر در پايتخت و نقاط حساس كشور ) و خارجى ( عقد قرارداد 1907 تجزيهء ايران به مناطق نفوذ روس و انگليس ، و تكاپوى شبانهروزى و همهجانبهء آنان براى بلع ايران و محو اسلام ) در شرايط بسيار آسيبپذير و شكنندهاى قرار داشت و استقرار مشروطهء تمام عيار و بىحدّ و مرز در كشور ، در حكم وارد ساختن شوك به سلسلهء اعصاب كسى بود كه از بيمارى قلبى رنج برده و مستعدّ يك انفاكتوس حسابى است !
صاحب عروه و شيخ نورى ، از اينگونه صاحبنظران بودند كه از همان آغاز ، استقرار رژيم مشروطهء اروپايى را ( علىرغم تبليغات وسيع و فريبندهاى كه پيرامون آن صورت مىگرفت و بسيارى از دلها را هم برده بود ) چندان بر وفق صلاح ايران و اسلام تلقى نمىكردند و زمانى كه بروز و ظهور آشوبها و اغتشاشهاى كشنده و فزاينده در ايران در طول مشروطهء اول ( با پايان خونينى كه داشت ) عملا صحت اين نظر و نگرانى را به اثبات رساند ، مخالفت خويش با اين رژيم نوپديد را از حدّ انتقاد از عملكرد جناح سكولار فراتر برده و به مخالفت با اساس مشروطهء وارداتى پرداختند و استقرار آن را - به فرض هم كه از اشكالات گوناگون شرعى برى باشد - با شرايط و اوضاع اجتماعى - فرهنگى وقت ايران ناسازگار خواندند و در خوشبينانهترين توجيه ، مشروطه را در حكم چلوكباب مقوّى و لذيذى شمردند كه در كام كودكى شيرخواره بريزند ، كه ريختن همان و گلوگير شدن همان ! و صد البته كه اين مخالفت ، بهمعناى هوادارى از ظلم و خودكامگى نبود ، و لذا شخصيتى چون شيخ فضل اللّه نورى كه در دوران موسوم به استبداد صغير در تهران ، درفش مخالفت با مشروطه را بر دوش داشت ، از تشكيل « مجلس شوراى مملكتى » ( 1326 ق ) كه در صورت اجراى درست ، مىتوانست گزينهء خوبى براى جايگزينى مشروطيت ( بهمعناى « حدّ اكثرى » و « بحرانزا » ى دوران مشروطهء اول ) باشد و سيستم مناسبى براى ادارهء كشور به وسيلهء عقل و خرد جمعى ( و درواقع ، استقرار مشروطيت بهمعناى حدّاقلى و مناسب با دورهء گذار ) قلمداد گردد .
آرى ، سيد اساسا در تناسب و سازگارى رژيم مشروطيت با شرايط و اوضاع آن روز ايران ، و كارآمدى اين رژيم نوپديد و وارداتى ، ترديد داشت و آن را در آن روزگار ، به سود ايران قلمداد نمىكرد . اما در آغاز امر ، كه نهال مشروطه بار خويش را كاملا ظاهر
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 400
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٤٠٠