حمايت كاملا « بودار و سؤالانگيز » همسايگان سلطهجو و فزونخواه ايران در شمال و جنوب اين كشور ( استعمار تزارى و امپرياليسم بريتانيا ) پس از انحلال مجلس از تجديد مجلس و مشروطيت ( مشروطيت به شكل « بحرانزاى » آن در دوران موسوم به مشروطهء اول يا صغير ) ، نشان داد كه ترديد و تأمل ديرين سيد در كارايى و سودمندى مشروطه براى ايران آن روزگار ، بى جا نيست ( آتشى گر نامده است ، اين دود چيست ؟ ! ) و اين تجارب تلخ ، او را در عدم تأييد مشروطهء وارداتى راسخ و پابرجا ساخت و از اين پس حتى از تأييد اصل مشروطيت ، امتناع مىكرد . توضيح بيشتر مطلب از قرار زير است :
دخالت بىرويّهء و مخرّب جناح تندرو و سكولار در امر مشروطه و مجلس در دوران مشروطهء اول ( يعنى در فاصلهء تأسيس مجلس تا انحلال خونين آن ) ، جامعهء ايران را به سرعت و به نحوى غمانگيز و فاجعهآميز در موجى دامنگستر از اختلافها ، كشمكشها ، آشوبها و كشتارهاى فزاينده فروبرد و چهرهاى ناخوشايند از مشروطيت و استقرار پارلمانتاريسم اروپايى در ذهن صاحبنظران دلسوز و وطنخواه ترسيم كرد . از روز نخست پيدايش « مشروطه » و قربانى شدن « عدالتخانه » در پاى آن ، كم نبودند صاحبنظرانى كه استحالهء عدالتخانه به مشروطه را امرى « مشكوك و غيرطبيعى » مىديدند و استقرار « دفعى و يكبارهء » پارلمانتاريسم غربى را در كشورى كه هزاران سال با سيستم « حاكميت ارادهء فردى » اداره شده بود و حالا يكشبه ! قرار بود پوست بيندازد ، چندان به صلاح ايران و اسلام نمىديدند و معتقد بودند كه تغيير رژيم كهن استبداد در ايران به دمكراسى تمام عيار و گستردهء پارلمانى ، بايستى بهطور تدريجى و از طريق اجراى يك سيستم و مدل حكومتى واسطه و ميانه متناسب با مرحلهء گذار ( كه همان « عدالتخانه » باشد ) صورت گيرد ، زيرا ( مثلا ) دمكراسى كنونى انگليس ، حاصل فرايندى 400 ساله بوده و سير « غنىسازى » و « نهادينه شدن » تدريجى آن ، پشتوانهء چند قرن كشش و كشش فرهنگى ، علمى ، اجتماعى ، سياسى و حتى نظامى و هنرى را به همراه داشته تا بدينجا رسيده و اينچنين كامل و نهادينه شده است ( كه تازه در « كمال » و « نهادينگى » آن ، در خود انگليس نيز ، جاى حرف است و حديث دمكراسى « رأسها » و « رأيها » ، و نقش نهان و آشكار « سرمايهسالارى » در شكل دادن به آراء مردم ، حديث مشهورى است ) . آنوقت چگونه مىتوان مدل دمكراسى انگليسى را به صورت فابريك و آكبند ! ، آن هم بهطور ناگهانى و يكشبه ، در كشورى استبدادزده مثل ايران وارد و پياده كرد ، درعينحال آب هم از آب تكان نخورد و كشور دچار مخاطرات اساسى و احيانا
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 399
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٣٩٩