سيد و جنبش عدالتخواهى
مىدانيم جريانى كه به نام « مشروطيت » در تاريخ كشورمان معروف شده ، خود به لحاظ زمانى ، مسبوق به نهضتى عدالتخواهانه است كه درفش رهبرى آن بر دوش علماى پايتخت ( سيدين طباطبايى و بهبهانى ، و حاج شيخ فضل اللّه نورى ) قرار داشت و مقصد عمدهاش نيز تأسيس « عدالتخانه » بود ، يعنى تأسيس مجمعى از نمايندگان اصناف و طبقات مردم كه به شور بنشينند و براى دواير دولتى ، قانون بنويسند ، تا به خودكامگيهاى دولت و دربار پايان داده شود و خبطها و خيانتهايى چون قرارداد رژى و رويتر تكرار نشود . . .
نهضت مزبور به همين علّت در تاريخ ، « نهضت عدالتخانه » نام گرفته و مهاجرت كبراى علما به قم در صدر مشروطه ، در تعقيب همين امر انجام گرفت . چنان كه صدور دستخط تأسيس مجلس شوراى اسلامى از سوى مظفر الدين شاه نيز دستاورد همين حركت بود .
به هرروى ، پيرو نامهنگارىهايى كه ، در دوران اوجگيرى نهضت عدالتخانه ، يعنى در ماههاى نخست 1324 ق از سوى شخصيتهاى ايران ( بويژه حاج شيخ فضل اللّه نورى ) به مراجع بزرگ نجف صورت گرفت ، مراجع مزبور ( از جمله : آخوند خراسانى ) در جريان مسائل و مشكلات كشور قرار گرفته و به حمايت از رهبران نهضت عدالتخواهى برخاستند ، كه اخبار آن كمابيش در تواريخ مشروطه آمده است . اسناد و مدارك موجود ، حاكى است كه صاحب عروه نيز از كسانى بود كه نسبت به حوادث روز واكنش نشان داد .
مرحوم سيد ، در تاريخ 5 جمادى الثانى 1324 قمرى ( يعنى در بحبوبهء قيام عدالتخواهى ، و هجرت علما به قم ) نامههايى قريب المضمون خطاب به چهار تن از علماى برجستهء وقت مقيم تهران : آقا سيد ريحان اللّه كشفى بروجردى ، آقا مير سيد حسين قمى ، حاج شيخ روح اللّه دانايى قزوينى و حاجى ميرزا ابو تراب شهيدى دارد كه در آنها خاطرنشان مىسازد : چندى است از آن حدود ، پيوسته نامهها و اخبار وحشتآميزى به اينجانب مىرسد كه حاكى از هتك و توهين حكومت ( عين الدوله ) به علماى عظام پايتخت است و جمعى مرا تكليف به بعضى اقدامات مىكنند . از شما به