تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
[ درگيرى ، از شما ] طلب اعانت خواهند نمود . شما در هيچ باب ، نوشته ندهيد . . . » . « 1 » البته ، سيد كاملا و به‌طور « مطلق » هم نسبت به رويدادهاى جارى كشورمان در 1323 ق ، بىطرف نماند و براى نمونه ، در موضوع فروش زمين چال به بانك استقراضى روسيه در محلهء بازار تهران - كه دستها و دسيسه‌ها ، به دروغ ، شيخ فضل اللّه را عامل فروش آن زمين وقفى به عمّال روسيه قلمداد كرد - در تهران شهرت يافت كه صاحب عروه « در مسئلهء فساد بيع وقف كه به بانك فروخته شده بود » ، « حكم بعضى » از مراجع نجف بر ضدّ اين‌گونه بيع را « امضا » كرده بود . « 2 » به‌هرحال ، عين الدوله ، آن‌گونه كه در تواريخ مشروطه ثبت شده است ، در برخورد با مخالفان خويش ، پختگى و تدبير لازم را از خود نشان نداد و به جاى عمل به اعتراضات بعضا حقّ آنان ، و گرفتن بهانهء آشوب از دست بازيگران و عوامل نفوذى ، خشك‌سرى و خشونت ورزيد . خاصه ، اقدام وحشيانهء حاكم وى ( علاء الدوله ) مبنى بر فلك‌كردن تجار محترم و سالخوردهء پايتخت ( به بهانهء گران شدن قند ) آتش به انبار باروت نارضايىها زد و پيرو حوادثى كه متعاقب آن در پايتخت رخ داد ، سيد محمد طباطبايى نيز به جرگهء مخالفان عين الدوله پيوست و او و سيد عبد اللّه بهبهانى در روز 16 شوال 1323 به همراه جمعى از روحانيون تهران ، شهر را معترضانه ترك گفتند و در حضرت عبد العظيم عليه السّلام تحصن جستند . عزل مسيو نوز و علاء الدوله ( حاكم تهران ) از مقام خويش و تأسيس « عدالتخانه » ، از اهمّ خواسته‌هاى آنان بود . چندى بعد ، شاه در جريان امر قرار گرفت و فرمان به ارجاع محترمانهء آقايان و تشكيل عدالتخانه داد ، و درنتيجه مهاجران ياد شده روز 16 ذى قعدهء 1323 با شكوه بسيار به پايتخت بازگشتند . ولى عين الدوله در عمل به دستخط شاه ( مبنى بر تشكيل « عدالتخانه » ) تعلّل ورزيد و نتيجتا چالشها ادامه بلكه گسترش يافت . دستها و دسيسه‌هاى استعمارى نيز در اين ميان بيكار نبودند و پيوسته با ترفندها و سوسه‌دوانىهاى خويش ، به تضاد ميان حكومت با علما و مردم ، و حتى جدايى بين عين الدوله با علماى همراه وى ( شيخ فضل اللّه نورى ) و نيز تضاد ميان صدراعظم و وليعهد ، دامن زدند كه شرح آن منوط به فرصت ديگرى است .
هامش
( 1 ) . نامهء سيد احمد به پدر ، مورخ 8 ذى قعدهء 1323 . ( 2 ) . نامهء سيد احمد به پدر ، مورخ 7 ذى حجهء 1323 .