عنوان اشخاص مورد وثوق و اطمينان خويش ، و درعينحال حاضر و ناظر بر قضاياى تهران ، مىخواهم كه در اينگونه حوادث كه زيانش متوجه « نوع اهل اسلام » بوده و به مصالح عمومى مسلمين مربوط مىشود ، مرا از گزارش واقعيات امر بىخبر نگذاريد ، بلكه طرق حلّ مشكلات را نيز آنگونه كه به نظرتان مىرسد بيان داريد تا من ، كه از معركه دورم ، بر پايهء بصيرت و آشنايى با حاقّ مسائل ، به تكليف شرعى خويش در قبال آن حوادث عمل كنم .
متن نامههاى سيد چنين است :
الف ) نامه به آيت اللّه آقا سيد ريحان اللّه كشفى بروجردى
هو اللّه . جناب مستطاب شريعت مدار ، مقتدى الأنام ، سيد العلماء العظام ، مروّج شريعت جدّه سيد الأنام ، المؤيّد من عند اللّه ، آقاى آقا سيد ريحان اللّه دامت بركاته ملاحظه فرمايند . 5 شهر جمادى الثانيه 1324 ،
نقش مهر سيد : محمد كاظم الطباطبائى .
* * * بسم اللّه الرحمن الرحيم
عرض مىشود : از عنايات و مراحم حضرت اقدس متعال - عزّ شأنه - آنكه همواره خاطر شريف از كافّه ناملايمات و مكاره مصون ، و به مواهب متواتره و آلاء متظافره مقرون بدارد و پيوسته به ترويج دين مبين و تقويت شرع متين و توفيقات و تأييدات خاصّهء حضرت ايزدى مؤيّد و مستقر و مكين باشيد .
مدتى است از بشارت سلامتى مسرورم نفرمودهايد و اينجانب هم به واسطهء تراكم مشاغل و شواغل ، مجال مزاحمت نداشته ، ولى در اين آستانهء مباركه ، متذكّر آن جناب بودهام .
باعث زحمت آنكه ، در اين اوقات ، مكاتبات و مراسلاتى كه متضمنّهء نزول هتك به حضرات آقايان عظام آن حدود است مىرسد و جمعى اينجانب را تكليف به بعض اقدامات مىنمايند ؛ ولى چون اقدام عن غير بصيرة را مناسب نمىدانم و از بس ، اعمال اغراض شخصيه در بعض مراسلات شده ، و بعد از آن ، خلافش منكشف شده وثوقى باقى نمانده ، امثال آن جناب كه محلّ وثوق و اطمينان ، و حاضر و بصير هستيد ، با آنكه وضع و ترتيب امورات اينجانب را مستحضر و مسبوق مىباشيد ؛ چرا بايد از كمّوكيف اين مقوله قضايا كه بر فرض صدق و صحت آن ، ضرر آن وارد به نوع [ اهل ] اسلام است ، تاكنون مسبوقم نفرموده باشيد ؟ بلكه مناسب امثال آن جناب