كافر نشده بود تا محتاج به چنين تلگرافى باشد ، بلكه رفع فتنه و فساد ، و تأليف بين دولت و ملت كه اسباب آسودگى و رفاهيت رعيت بود حضرات آقايان تلگراف فرمودند ؛ مفسدين به عجب لباسى درآوردهاند . خداوند عواقب امور را ختم به خير فرمايد » . « 1 »
به هرروى ، از آنجا كه بين نوشتهء اخير با تلگراف پيشين مراجع نجف ، تضادى بارز وجود داشت ، تجار مخالف نوز در تهران ، پنجم ماه ربيع الثانى 1323 عريضهاى به صاحب عروه و آخوند خراسانى نوشتند و ضمن شرح ماجرا ، از آن دو « استدعا » كردند كه « حقيقت مطلب بر صدور و عدم صدور هريك را به خط مبارك مرقوم ، و به خاتم انور ممهور دارند ؛ تا مكلّفين تكليف خود را بدانند » . « 2 » در پى ارسال عريضهء فوق ، نوشتهاى منسوب به مراجع مزبور در ماه رجب 1323 در تهران پخش شد كه در پاسخ به عريضهء تجار خاطرنشان مىساخت :
صورت تلگراف اول كه مستلزم تصحيح عمل شخص مسيحى بود ، از تهران فرستاده بودند و مضمون آن را ديده ؛ واقعا جاى عجب است ! پس از تحقيق به صحت پيوست كه بعضى از منحرفين از طريق قويمهء شرع كه با شخص مسيحى ، سنخيّت و جنسيّت داشته ، پولها [ گرفته ] و طرفها بسته و دين به دنيا فروخته ، و آن مضمون را اشاعه و جعل نمودهاند ، محض پيشرفت مقاصد خودشان همان وقت در هامش همان اوراق مجعوله نوشته شد كه كذب است . بعد معلوم شد شياطين انس از پستخانه گرفتهاند .
درهرحال ، چراغ كذب را نبود فروغى .
و اما خطابهء مورخهء هشتم بهعنوان حجة الاسلام آقاى آقا سيد عبد اللّه بهبهانى كه مزيّن به خاتم حضرت مستطاب آيت اللّه شيخنا الاعظم آقاى حاجى دامت افاضاته و اين جانبان هم مهر نموده بوديم ، دو نسخه فرستاده شده و صحيح است .
و اما تكليف عموم مردم بدوا رسانيدن عرايض است حضور حضرت اقدس وليعهد به توسط اشخاص خالى از غرض ، تا به حسن تدبير ، ايران و اهل آن را ، كه خانه و اهل خانهء سلطنت است ، نگاهدارى فرموده ، واضح است كه اينگونه سلوك با رعيت ، كاشف از دشمنى با دولت است . به توجهات كاملهء امام عصر ارواحنا فداه و اقدامات حضرت اقدس ، بدخواهان دولت تأديب و تبعيد و رعيت آسودهخاطر گردند . سيم جمادى 1323 .
الاحقر محمد كاظم الخراسانى ، محمد كاظم طباطبائى « 3 »
هامش
( 1 ) . متن نامهء فوق ، كه در اسناد بجا مانده از سيد وجود دارد ، در صفحات آينده آمده است .
( 2 ) . واقعات اتفاقيه . . . ، همان ، 1 / 24 .
( 3 ) . همان : 1 / 25 .