دارند . ديگر از براى مسلمين چيزى باقى نمانده . تفصيل عكس مسيو نوز « 1 » فرنگى البته به سمع مبارك رسيده ، ظلم بىاندازهء اين زنديق در گمركات و غيره بر تمام مردم از حد گذشته ، تمام تجار و كسبه به تنگ آمده هرچه عرض و عريضه مىكنند كسى به فرياد آنها نمىرسد . تلگراف جعل كردهاند از قول حضرت حجة الاسلام عالى و اشاعه كردهاند و اين مطلب را بهانه از براى صدمه زدن مردمان ضعيف قرار دادند . دعاگويان از بسكه تظلم كرديم خسته شديم . اگر در موقعى بايد از اسلام و مسلمين نصرتى كرد اين موقع است ، ديگر مختاريد . ماها كه نبايد تكليف حضرات حجج اسلاميه را بيان كنيم .
در عرايض سابقه با خيلى تفصيل ، مطالب عرض شده ، اينك به اين مختصر جسارت كرديم و از ترس اينكه در پستخانه بگيرند ، آدم مخصوص به سلطانآباد عراق فرستاديم ، بلكه برسد . الامر العالى مطاع مطاع .
4 - 1 . پخش نوشتهء منسوب به سيد بر ضدّ مسيو نوز
متعاقب اين امر ، در اواخر ربيع الثانى 1323 نوشتهاى منسوب به دو مرجع مزبور ( صاحب عروه ، آخوند خراسانى ) همراه با امضاى مرجع ديگر آن سامان ( حاجى ميرزا حسين تهرانى ) ، مورخ 20 ربيع الثانى 1323 ، در تهران منتشر شد كه مضمونى بر خلاف تلگراف فوق داشت و خطاب آن نيز ، به سيد عبد اللّه بهبهانى ( سردمدار جريان اعتراض بر ضدّ نوز و عين الدوله ) بود . در اين نوشته ، ضمن تعريف از بهبهانى بهعنوان « حامى حوزهء اسلام در تهران » ، از تعدّيات مسيو نوز به شدت انتقاد ، و قلعوقمع و طرد او از مسلمانان درخواست شده بود . اصل نوشته ، كه گفته مىشد به خط و مهر آقايان است ، موجود نبود و تنها سواد آن در دست اين و آن ديده مىشد . « 2 »
ملك المورخين ، مورخ عهد مظفرى ، متن تلگراف منسوب به مراجع ثلاث بر ضد
هامش
( 1 ) . در اصل : نز .
( 2 ) . گزارش آقا سيد احمد طباطبايى ( فرزند صاحب عروه ) در نامهء حدود 22 ربيع الثانى 1323 به پدر . روايت تجار تهران در عريضهء 5 ربيع الثانى 1323 به صاحب عروه و آخوند ( مندرج در : واقعات اتفاقيه در روزگار ، محمد مهدى شريف كاشانى ، 1 / 24 ) با روايت سيد احمد ، در جزئيات تفاوتهايى دارد . عمدهء آن اينكه :
عريضهء تجار ، تاريخ نوشتهء منسوب به مراجع ثلاث را 9 ربيع الاول 1323 قلمداد مىكند . وانگهى خاطرنشان مىسازد كه : از نوشتهء اخير ، دو نسخه « يكى خدمت جناب حجة الاسلام آقاى آقا سيد عبد اللّه بهبهانى و يكى خدمت آقا سيد احمد سنگلجى [ طباطبايى ] ديده شد » .