تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
نوز ( مورخ 8 ربيع الاول 1323 ) را اين‌چنين ثبت كرده است : جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا سيد عبد اللّه بهبهانى . تظلّم و شكايات اهالى ايران از تعدّيات مسيو نز [ كذا ] مسيحى به حدى رسيد كه ديگر اغماض نتوان كرد . چون وجود شريف ، امروزه حامى اسلام و خيرخواه مسلمين است لازم است محض حفظ اعراض و اموال و نفوس مسلمانان ، رفع و قطع يد آن ظالم را با تمام اجزاء او در تمام بلاد مسلمين نموده ، تكليف عموم همين است . هركس به هرلباس حمايت از او نمايد فاسق است و حالش « 1 » حال او است . محمد كاظم خراسانى ، محمد كاظم طباطبائى ، نجل المرحوم الحاج ميرزا خليل » . « 2 » در اصالت تلگراف فوق ، ترديد وجود داشت . خصوصا آنكه ، به قول سيد احمد فرزند صاحب عروه : بهبهانى هرگز آن موقعيت و اعتبار را نزد مراجع نجف ( بويژه شخصيت محتاطى چون صاحب عروه ) نداشت كه از ميان علماى بزرگ تهران ، او را به طور اختصاصى ، آن هم با عنوان « حجة الاسلام » ( يعنى لقبى معادل با « آيت اللّه العظما » ى امروزى ) مورد خطاب قرار دهند . به زودى متن ديگرى با امضاى آقايان صاحب عروه ، آخوند خراسانى و حاج ميرزا حسين تهرانى در پايتخت منتشر شد كه با آنكه مخاطب آن ، همچنان بهبهانى و مضمون آن نيز بر ضدّ مسيو نوز بود ، ولى تعابير آن با نوشتهء پيشين تفاوت داشت و پذيرفتنىتر مىنمود . « 3 » نظام العلماء ( عالم برجستهء تبريز ، و از مخالفان مسيونوز ) كه آن زمان در عراق اقامت داشت ، در نامه‌اى كه به يكى از علماء مقيم نجف موسوم به « جناب » فرستاده و او ظاهرا به دست سيد داده است ، ضمن اشاره به اقدامات خود بر ضدّ تعديات مسيو نوز به تجار ، از تلگراف مشكوك فوق ياد كرده و مىنويسد : « تلگرافى هم در طهران كه به خط داماد جناب آقا سيد عبد اللّه بهبهانى [ ميرزا محسن ] به امضاى آقايان حجة الاسلام آقاى حاجى [ ميرزا حسين تهرانى ] و حجة الاسلام آقاى آقا سيد محمد كاظم و حجة الاسلام آقاى آخوند دام ظلّهم العالى رسيد ؛ سه نسخه تقديم نمودم ، مستدعيم به هركدام از آقايان عظام دام علاهم يك نسخه تقديم نماييد [ و ببينيد ] صحت دارد يا مجعول است ؟ خدا مىداند از حضرات آقايان تلگرافى در اعانت و حمايت اين شخص
هامش
( 1 ) . در متن چاپى ، به اشتباه « جالس » ضبط شده كه اشتباه است . ( 2 ) . يادداشتهاى ملك المورخين ، با تصحيحات و توضيحات دكتر عبد الحسين نوايى ، ص 162 . ( 3 ) . نامهء سيد احمد به پدر ( صاحب عروه ) ، مورخ 27 ربيع الثانى 1323 .