مساعدى براى بروز حساسيت و واكنشهاى تند نسبت به تركتازى اين فرقه در منطقه ايجاد كرده بود . مسائل ديگر هم ( نظير پخش خبر ارتباط نامشروع مبلغان بهائى با برخى از زنان فرقه ) البته در كار بود « 1 » ، و اين همه دستبهدست هم داد و سبب شد كه موج آشوب بالا گيرد و احيانا خشكوتر باهم بسوزد .
متأسفانه جلال الدوله - به جاى آنكه با « اصلاح » رفتار خويش ، بر آتش غائله آب بريزد - با تلگرافهاى پياپى كه به تهران زد ماجرا را بهگونهاى كاملا معكوس ( و به نفع فرقهء ضالّه ) تصوير كرد و از امين السلطان اجازه ( بلكه دستور ) گرفت كه با مسلمانان يزد ( بهعنوان مسبّبان فتنه ! ) از در شدت عمل و خشونت درآيد . « 2 » پيرو اين امر نيز ، دست
هامش
( 1 ) . مرحوم عبد الحسين آيتى ( مبلغ و نويسندهء مشهور بهائى ، كه بعدا از آن مسلك برگشته و كتاب « كشف الحيل » را بر ضدّ فرقهء بهائيت نوشت ) علت بلواى يزد را ، از جمله ، در روابط نامشروع مبلّغان بهائى با زنهاى جوان آن فرقه ، مىداند . وى با اشاره به فعاليت تبليغى فروغى و ابن ابهر ، دو تن از مبلغان سرشناس بهائى ، در يزد ، مىنويسد : « روح و سرّ معاشرت مبلغين با زنان بهائى ( ولى زنهاى جوان ) به همت فروغى و ابن ابهر ، هردو واحدا بعد واحد عرض اندام نمود منتها به اسم اينكه چون حكمت اقتضاء ندارد كه عمومى باشد فقط بايد زنها در مجلس خاص حضرت مبلغ را ملاقات و زيارت كنند و از وجود او متبرك گردند و اين قضيه در يزد به قسمى علنى شده و كار را خراب كرده بود كه خويش و بيگانه حتى فراشهاى حكومتى مطلب را تشخيص داده بالمأل مسلمين غيور طاقت نياورده در سنهء 1322 قمرى آغاز بلوى و شورش كردند و واقع شد آنچه كه احدى جز خود بهائيان عهدهدار گناه آن در دنيا و عقبى نبوده و نخواهد بود . در اينجا حرف بسيار است كه اگر كلمه [ اى ] از آن اظهار شود باز مىگويند دشنام داده و افتراء زده . بعلاوه هرچه باشد بهائيها هموطن مايند . منتها فريب شياطين جن و انس خوردهاند و به قدر امكان بايد از كشف امور مستهجنهشان صرفنظر نموده از مطالب لازمه سخن گفت و از گفتار نالازم گذشت . لذا همينقدر مىگويم كه بعدها خودم جاى فروغى و ايادى را گرفتهام و حتى در هرنقطه وارد شدهام بهائيان گفتهاند كه احتراماتى كه در حق تو منظور شد بيشاز احتراماتى بود كه در حق ايادى و فروغى منظور مىشد لذا كسى را نرسد كه بگويد باطن اعمال مبلغهاى مذكور بر تو پوشيده است و تو اشتباه كرده [ اى ] ، بلكه اعمال تمام مبلغين بهائى و سرّ جذبه و شور زنان بهائى در حضور مبلغ و روح مجالس درس اخلاق و تبليغ كلا بر من مكشوف است و در هيچ نقطه نبوده است كه به معرض آزمايش در نيايد بالاخره رفتار اهل بها و مبلغين ايشان خوب يا بد قابل هيچگونه محملى نيست كه تصور شود فلان قضيه بىرضاى رؤسا واقع شده يا فلان رفتار خودسرانه بوده بلكه هرچه بوده و هست در ساحت رؤسا مكشوف و معلوم و بر طبق رضاى ايشان بوده و هست نهايت هركس زياد پردهدرى كرده طرف نصيحت رؤسا شده كه حكمت كنيد - يعنى مطالب را محرمانه انجام دهيد ! » ( كشف الحيل ، ج 3 ، چ 4 ، صص 66 - 67 ) .
( 2 ) . براى تلگراف امين السلطان ( مورخ 4 ربيع الثانى 1320 ق ) به جلال الدوله ، مبنى بر جواز بلكه وجوب انجام -