مقصود فتواى حضرت مستطاب عالى است . و بر فرض بطلان در هم چو موضعى كه مراد بيع است ، به صيغه صلح منتقل نمايد صحيح مىشود يا خير ؟
جواب : بلى صحيح است بعد از اين كه مبيع مقدار پانصد ذرع است و زمين هم مشاهد است . و غررى لازم نمىآيد . و در صلح بى اشكال صحيح است بر فرض عدم غرر . ( و اللَّه العالم )
سؤال 349
[ مجهول بودن مورد معامله ]
إذا باع سلما مقدارا معينا من الشِلِب « 1 » الموصوف في الذمة . مع تعيين الأجل و قبض تمام الثمن في مجلس البيع ، أو اشترط البائع على المشتري أن يدفع عنه بعنوان القرض أقساط خراج أرض معينة ، مع معلومية أجل تلك الأقساط و مقدار القسط ، و أن يقرضه أيضا فعلا مقدارا من الدراهم مع تعيين أجل وفاء القرضين ، و اشترط المشتري عليه أن يبيع منه جميع شِلِب أرضه الفلانية مع معلومية مقدار الشلب و لو بالتخمين ، و تعين يوم البيع من بعد حصول الحاصل بسعر ذلك اليوم ، حسب تسعير فلان الذي هو المعتمد في التسعير ، به شرط أن ينقص عن كل تغار ليرة عن تسعيره .
جواب : الظاهر صحته . ( و اللَّه العالم )
سؤال 350
[ اهليّت متعاقدين ( معامله با اطفال ) ]
معامله با صغير كه باطل و حرام است اگر علم داشته باشى به اين كه ولى اين صغير راضى هست به گرفتن وجه و دادن تنخواه به او ، صحيح است يا خير ؟ و همچنين هر گاه وجه از ديگرى است و در دست صغير يا به خود صغير داده است ، در هر صورت علم و يقين حاصل كند شخصى ، كه صاحب پول راضى هست در گرفتن از او و دادن تنخواه به او ؟
جواب : هر گاه آن صغير ، آلت ما بين بالغين باشد در ايصال پول و جنس ، و معامله معاطاتيه ما بين بالغين واقع شود ، صحيح است . چه أحد طرفين ولى باشد ، يا هر دو طرف غير ولى . و اگر آلت محسوب نباشد ، معامله صحيح نيست . لكن هر گاه طرفين با فرض فساد هم راضى به تصرف باشند ، تصرف جائز است هر چند ملكيت حاصل نشده باشد . و إلا تصرف هم جائز نيست .
سؤال 351
[ اهليّت متعاقدين ( شك در حيات ولىّ صغير ) ]
اگر شك داشته باشيم كه ولى صغير در حيات هست يا نه ، حكم شرعيش .
هامش
( 1 ) شِلِب در لغت عراقى به معناى شالى برنج است .