محبوب هم كه معروف است ، أبى ولاد هم كه أبى ولاد حناط است ، همه ثقه هستند . در اين روايت مىفرمايد كه اين مسلمان است كه ديهاش به گردن عاقله است ، ولى نصرانى و امثال اينها به گردن خودشان است ، اگر داشتند خودشان مىدهند ، اگر نداشتند حاكم مسلمين بايد بدهد چون مملوك امام هستند ، و اينها اگر مسلمان شدند ، از ملكيت خارج مىشوند و آزاد مىشوند .
از اينكه در اين روايات براى مسائل خاصى به كبراى كلى استدلال شده ، استفاده مىشود كه اگر دليلى بر تخصيص نداشته باشيم ، بايد بر اهل كتاب احكام ملكيت را بار كنيم و يكى از احكام ملكيت هم به حسب روايات متعدد كه قبلا خواندهايم ، همين است كه حق القسم أمه نصف حره است . و روشن مىشود كه اگر كتابيه در موردى خاص حكمى غير از امه داشته باشد در واقع اين كبراى كلى تخصيص خورده است . مثل اينكه ممكن است در ازدواج بين بقاء و حدوث با هم تفاوت داشته باشند .
پس اين كه شهيد ثانى فرمود دليل و نص بر تنصيف نداريم فرمايش صحيحى نيست . اينها روايات است و روايات معتبرى هم در كار هست . به نظر مىرسد شهرت هم با همين مطلب است ، و كسى مناقشه صريحى در مسأله نكرده است و مطلب تمام است .
« * والسلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7603
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٦٠٣