تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7550

مساهمون:

ص٧٥٥٠
استحاله ترجيح بلا مرجح ، بسيار اشتباه است ، در اينطور موارد قطعاً بر اساس قانون اينكه ممكن بدون علت نمىتواند باشد ، صرف اينكه اين اشتها پيدا كرد ، متساوى نمىشود ، اين محال است كه هنوز كه در حد امكان باقى است و متساوى النسبة است ، مع ذلك بدون اينكه علتى پيدا شود يك دفعه يك طرف حاصل مىشود ، منتها گاهى خود شخص علت ثبوتى دارد ، و لازم نيست كه متوجه آن باشد ، فرض كنيد اگر در تمام چيزها متساوى شد ، خاصيت اعصاب اين است كه طرف دست راست را انتخاب مىكند يا طرف دست چپ را انتخاب مىكند ، بدون اينكه توجه داشته باشد كه اين طرف يك خاصيت بهتر دارد ، لازم نيست علت غايى داشته باشد ، از نظر علت غائى هر دو مشترك است ، در علت غائى هيچ كدام تمييز ندارد ، ولى از نظر علت فاعلى كه ممكن بدون علت نمىتواند باشد ، انتخاب يك طرف علت فاعلى خاص مىخواهد . و امكان ندارد كه اين ممكن در حد استواء باشد و يك دفعه به يك طرف وجود پيدا كند . در مسأله ما اين ترجيح بلا مرجح كه محال است مراد نيست ، و انسان مىتواند روى تمايلات شخصى يكى را انتخاب كند ، به ديگرى ظلم هم بكند و يكى را انتخاب كند ، و اين معلول بدون علت نيست ، و اگر يك طرف را بى قرعه انتخاب كرد ، اشكال عقلى به وجود خارجى ندارد و ترجيح بلا مرجحِ محال پيش نمىآيد . پس بايد در مورد قبح ترجيح بلا مرجح بحث كنيم . ولى پرسش اين است كه چرا ترجيح بلا مرجح قبيح باشد در حالى كه بسيارى از كارهايى كه خود انسان مىخواهد بكند ، اكثر مواردش ترجيح بلا مرجح است ، مثل اين كه فلان فعل را بجا بياورد يا نياورد ، اختيار وجهين دارد ، مباح است و يك طرفش را هم مطابق تمايل انتخاب مىكند . به علاوه گاهى كارهاى انسان ترجيح مرجوح بر راجح است ، مستحب است اما غير مستحب را انتخاب مىكند و حتى مستحب را ترك مىكند ، مكروه را انتخاب مىكند ، روى تمايلات شخصى يك طرف را كه هيچ گونه