علاوه بر مطلبى كه مرحوم محقق مىفرمايند بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه فقهاء بين بيع و مهر فرق گذاشتهاند . در باب مهر تسامحاتى جايز است كه در بيع جايز نيست . مثلًا در باب بيع اگر يك شىء موجودى مانند طلايى كه در آنجا موجود است را بگويد من ثمن قرار دادم ، اين جايز نيست و بايد وزن طلا مشخص باشد . اما همين در باب مهر جايز ، يا به عنوان مثال جايز است زوج جاريه مدبره را مهر قرار دهد و مىدانيم كه مدت خدمت جاريه مدبره معلوم نيست . هر وقت مولايش مرد جاريه آزاد مىشود ، ولى در باب بيع همين مسأله مورد اختلاف است . « 1 » به عبارت ديگر غرر معتنابه در باب مهر جايز است . البته نه غررى كه عقلايى نباشد . همينطور كه در باب اصل مهر اين امور جايز در ابراء هم نياز نيست كه مقدار آن كاملًا مشخص باشد .
مورد دوم : ابراء مهر فاسد قبل از دخول :
اگر مهر فاسد باشد در مورد مهر المثل 2 قول وجود دارد : قول اول اين است كه مهر المثل قبل از دخول مىآيد . در اين صورت ابراء مهر المثل هيچ مشكلى ندارد .
قول ديگر اين است كه مهر المثل بعد از دخول مىآيد . حال بحث در اين است كه در اين فرض آيا قبل از دخول يعنى هنگامى كه هنوز مهرالمثلى نيامده زوجه مىتواند مهرالمثلى كه در آينده ممكن است بيايد را ابراء كند يا خير ؟
مرحوم محقق مىفرمايد در اين فرض زن هنوز استحقاق مهر را پيدا نكرده است . وقتى استحقاق چيزى را پيدا نكرده چگونه مىخواهد آن را ابراء كند . به عبارت ديگر هنوز حقى نيامده است تا بخواهد آن را اسقاط كند .
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايند حتى در اين فرض هم نمىتوانيم بگوييم زن هيچ حقى پيدا نمىكند . زن به وسيله نفس عقد داراى حقوقى مىشود كه همانها
هامش
( 1 ) - ر . ك : على بن بابويه ، فقه الرضا ، ص 305 ؛ شيخ صدوق ، مقنع ، ص 464 ؛ مقنعه شيخ مفيد ، ص 551 ؛ شيخ طوسى ، خلاف ، ص 411 ؛ شيخ طوسى ، مبسوط ، ج 6 ، ص 171 .