حسن بن على يا حسن بن على وشاء است كه از اجلاء روات است و يا حسن بن على بن فضال است كه از اصحاب اجماع است . پس با جمع اين نكات مىتوان اعتبار روايت به كار بن كردم را احراز كرد .
بحث درباره دلالت روايت :
درباره عبارت « له شهره » كه مىفرمايد اگر ماه را معين كرده باشد كافى است ، صاحب جواهر مىگويد ممكن است مراد شهر الاستمتاع باشد ، و لذا آن را مطابق نظر خود مىداند « 1 » .
احتمال ايشان بسيار بعيد است ، چرا كه در روايت مىفرمايد : « زوجينى شهراً » و در آن اسمى از تمتع برده نشده است و بحث از زوجيت و تعيين آن شده است . و حمل تعيين بر تعيين استمتاعى كه از آثار زوجيت است خلاف ظاهر است و باعث مىشود كه مرجع ضمير يك معناى مقدر باشد . پس از اين جهت نمىتوان در روايت مناقشه كرد .
اما بعيد نيست اصل مطلب ( اعتبار اتصال ) صحيح باشد ، كه صاحب جواهر ابتدا به عنوان تشكيك در ادله انفصال و سپس در ترجيح اعتبار اتصال ذكر كرده است . هر چند بسيارى از ادله او قابل مناقشه است .
ان قلت : اگر روايت معتبر است و فتواى مشهور هم مطابق با روايت است ، و احتمال اين كه ناظر به تأخير استمتاع باشد نيز بعيد است ، پس چرا مطابق آن فتوا داده نشود .
قلت : به نظر مىآيد دلالت روايت محل مناقشه مىباشد . اولًا : مثلا اگر مرد به زن بگويد در فلان ماه خود را زوجه من قرار بده ، معلوم نيست كه انشاء بالفعل و مُنشأ متأخر باشد ، بلكه احتمال دارد كه انشاء و مُنشأ هر دو متأخر باشند ، يعنى نوعى وكالت باشد كه زن هم قبول مىكند . و اين تعبيرات خيلى ظهور در اين كه بين انشاء و
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام ، ج 30 ، ص 179 .