مطلق ، بعضى از قيود قرار داده شده است كه از جمله خصوصيت انقطاع است ، نظير تعيين مصداق مقصود از عنوان « عالم » با ذكر برخى از قيود مثل عدالت با اينكه قيدها و حدود در مفهوم آن وجود ندارد .
بررسى دلالت روايت ابان بن تغلب « 1 »
از جمله رواياتى كه براى قول به انقلاب به دوام به آن استدلال شده است و اين مطلب هم كه معناى متعه نسبت به انقطاع لابشرط است از آن استفاده مىشود ، روايت أبان بن تغلب است كه از اينكه ابان بن تغلب كه خود از بزرگان فقهاء است ، سؤال از اين مىكند كه ذكر مدت را حياء مىكند كه بياورد ، معلوم مىشود كه در متعه بودن مسأله انقطاع « لابشرط » بوده است و أبان چنين احتمال مىداده است كه براى انعقاد متعهاى كه ارث و نفقه در آن نيست نيازى به ذكر انقطاعى بودن و أجل نباشد ، چرا كه اين احتمال در مورد أبان داده نمىشود كه ايشان نياز به مدت را براى متعه لازم مىديده است ، لكن تصور مىكرده است كه نيازى به ذكر آن نيست و همين كه مرد مدت معينى را قصد بكند در محدود بودن زمان متعه كفايت بكند ! ! در حالى كه به هيچ كس نمىتوان چنين احتمالى را نسبت داد . لذا ؛ با توجه به شرح فوق ، فرض مسأله در جايى نبوده است كه ابان با شخص مورد تمتع مدت معينى را قصد كرده و منظورشان عقد منقطع بوده است و مع ذلك به جهت عدم ذكر أجل در عقد ، عقد ، خود به خود تبديل به دائم شده باشد ، تا بتوان به دلالت روايت أبان براى مسأله انقلاب عقد منقطع به عقد دائم به صرف ذكر نكردن أجل در عقد تمسك نمود .
بررسى دلالت روايت هشام بن سالم « 2 »
يكى ديگر از رواياتى كه براى قول به انقلاب به دوام ، به آن تمسك شده است ،
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ابواب متعة ، باب 18 ، حديث 1 و باب 20 ، حديث 2 ، ج 14 ، ص 470 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ابواب متعه ، باب 20 ، حديث 3 ، ج 14 ، ص 470 .