تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5971

مساهمون:

ص٥٩٧١
و حسن بن على بن يقطين را شيخ توثيق كرده است . و لذا اين روايت معتبر است .

ب ) توضيح روايت

ظاهر روايت اين است كه على كتاب الله و سنة نبيه صلى الله عليه و آله بايد گفته شود ، به همين لفظ يا به تعبيرى كه اين مطلب را افهام كند . گفتيم وجه اين مطلب همانطور كه از اكثر روايات استفاده مىشود اين است كه زن متوجه شود كه عمل مورد نظر ، سفاح نيست و مقدمه زنا نيست ، بلكه عقد صحيحى است و مورد امضاى شارع مقدس است ولى از بعضى از روايات استفاده مىشود كه اين هم لازم نيست گفته شود . فقط ذكر مدت و مهر كافى است و صيغه معينى هم لازم نيست و با هر صيغه‌اى كه بر اين معنا دلالت كند كافى است .

5 - روايت هشام بن سالم

محمد بن يحيى عن عبد الله بن محمد عن ابن ابى عمير عن هشام بن سالم قال قلت كيف يتزوج المتعه فان تقول يا امة الله أتزوجك كذا و كذا يوماً بكذا او كذا درهماً فاذا مضت تلك الايام كان طلاقها فى شرطها و لا عدة لها عليك .

الف ) سند روايت :

به دليل وجود عبد الله بن محمد در سند كه به نظر ما برادر احمد بن محمد بن عيسى است ، ولى روايت مضمره است ، چون ظاهراً سؤال و جواب بين هشام بن سالم و امام عليه السلام ردّ و بدل شده ، اما اينكه ابن ابى عمير از هشام سؤال كرده باشد اين خيلى بعيد است .

ب ) توضيح روايت :

ممكن است مراد از طلاق در روايت معناى لغوى طلاق باشد يعنى آن شرط و مضى مدت معين شده ، رهايى اوست يا اينكه مراد طلاق اصطلاحى است و اين استعاره است . يعنى طلاق او اين است . طلاق او انقضاء مدت است ، يعنى از نظر
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5971 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز