تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5968

مساهمون:

ص٥٩٦٨
استفاده مىشود . احتمال دوم از « قال » به بعد ، كلام أبو بصير باشد كه « قال لا بدّ أن تقول فيه هذا الشروط » و در اين صورت فاعل « قال » مضمر مىشود و چون معلوم است كه أبو بصير از غير از امام معصوم نقل نمىكند فاعل امام معصوم مىشود . كه يا حضرت باقر عليه السلام است يا حضرت صادق عليهم السلام است . ولى به اين نحو كه استعمال مىشود متعارفاً « قال » كلام كسى است كه قبل از شخص آخر هست و فاعل « قال » شخص آخر است . أتزوجك متعه كذا و كذا يوماً بكذا و كذا درهماً . اين موارد پيدا است كه از باب مثال است و لازم نيست كه حتماً يوم يا درهم باشد . نكاحاً غير سفاح على كتاب الله و سنة نبيّه صلى الله عليه و آله و على أن لا ترثينى و لا أرثك و على أن تعتدى خمساً و أربعين يوماً . سماعه از ابى بصير نقل كرده كه اگر خواستيد نكاح متعه بكنيد بايد به اين صورت بگوييد ، اما از رواياتى كه بعد نقل مىكنيم استفاده مىشود كه با اين خصوصيات لازم نيست گفته شود و عبارت « لا بد أن تقول » يا از باب استحباب مؤكد است يا براى اين جهت است كه زن متوجه باشد و اگر متوجه نباشد ممكن است بعداً مطالبه ارث كند و براى رسيدن به ارث ادعا كند نكاح دائم است ، مخصوصاً كه در آن زمان مسأله متعه در مراكز قضايى نمىشد مطرح شود و براى پيشگيرى از اين مشكلات « لا بد » گفته شده است . از روايات ديگر استفاده مىشود كه فقط مدت و مهر بايد تعيين شود و مابقى خصوصيات نيازى به ذكر ندارد .

2 - روايت ابان بن تغلب

قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام كيف اقول لها اذا خلوت بها قال تقول أتزوجك متعه على كتاب الله و سنة نبيّه صلى الله عليه و آله لا وارثة و لا موروثة كذا و كذا يوماً و ان شئت كذا و كذا سنة بكذا او كذا درهماً و تسمى من الاجر ما تراضيتما عليه قليلًا كان أم كثيراً ، فاذا قالت نعم فقد رضيت فهى امرأتك و انت اولى الناس بها .