است . ما نيز تفصيل بحث را به باب تدليس « 1 » موكول مىكنيم . لكن مختصرى را اينجا متعرض مىشويم .
بحث قبل در مورد تدليس مرد و ادّعاى خلاف واقع بود و حكم آن در روايت نيز آمده بود اكنون بحث در تدليس زن است مثل اينكه ادّعا كند حرّه است يا از فلان قبيله است سپس كشف خلاف شود اين فرض نوعاً در كلمات مطرح نشده است .
حتى در خود مرد هم در غير از مسئلهء تخلّف ادّعاء نسب مانند تخلّف ادّعاء شغل ، نوعاً در كلمات مطرح نشده است . ولى ابن جنيد و عدهاى از فقهاء برخى هر دو جهت و برخى يك جهت را بحث كردهاند .
صاحب رياض مىفرمايد : « ابن جنيد كه تدليس از جهات ديگر را به تدليس در نسب ملحق كرده و تدليس زن را هم به تدليس مرد ملحق كرده ، اين الحاق او روى مبناى خود اوست كه قائل به قياس است لكن ابن حمزه كه اين مبنا را ندارد چه دليلى بر اين الحاق دارد و چرا با اين جنيد موافقت كرده است ؟ « 2 »
البته صاحب رياض گويا تنها ابن حمزه را موافق با ابن جنيد دانسته است درحالىكه عدهاى از فقهاء با ابن جنيد موافقت كردهاند .
از مختلف علّامه و كتب بعد از او استفاده مىشود كه غير از قياس از برخى روايات نيز استفاده مىشود كه صنعت ( شغل ) و صفت نيز حكم نسب را دارد .
2 - استدلال به روايت براى اثبات حق فسخ در تدليس در ادعاى شغل
روايت تخلّف صنعت : در روايتى آمده كه شخصى از خانوادهاى دختر خواستگارى مىكند و از او مىپرسند : شغل تو چيست ؟ مىگويد : من « بيّاع الدواب »
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 30 / 386 - 362 .
( 2 ) - رياض المسائل .