نادر است و چون نادر است اطمينان به عدم آن هست ، و اين اطمينان كه حكم علم را دارد مىتواند در مقابل استصحاب بايستد و « انقضه بيقين آخر » صدق مىكند ، بله اگر صرف ظن به خلاف بود ، اگر چه روى مبناى سابقين حجيت استصحاب مغيّا بود به عدم ظن بر خلاف لكن به نظر تحقيقى فعلى دائر بين اصوليين حجيت آن مغيّا به دليل معتبر ديگر است و صرف ظن بر خلاف نمىتواند جلوى آن را بگيرد .
فرع سوم : اختلاف زن و مرد در فاصله بين اسلام آوردنها
اگر مرد به زن بگويد كه تو دو ماه بعد از اسلام من مسلمان شدى ولى زن بگويد كه من يك ماه پس از اسلام تو مسلمان شدم ، كه بنابراين كه نفقه زن در ايام عده واجب نيست دعوى روى نفقه ماه دوم مىشود و همين طور اگر زن ادعا كند كه من در عده مسلمان شدم و الان زن تو هستم ولى مرد بگويد كه تو پس از عده مسلمان شدهاى و الان زن من نيستى ، در اينجا اصول اقتضاء مىكند كه حق با مرد است ، چرا كه استصحاب بقاى نكاح در اينكه محكوم اصل موضوعى مىشود و نوبت به جريان آن نمىرسد ، چون بقاى نكاح عبارت از اين است كه زن در عده مسلمان شده باشد ، در حالى كه استصحاب عدم اسلام تا انقضاء عده مىشود اصل حاكم و استصحاب بقاء نكاح مىشود اصل محكوم و نوبت به آن نمىرسد .
البته اين در صورتى است كه تاريخ خروج عده معلوم باشد و اسلام زن يا مرد مجهول باشد ، ولى گاهى پيش مىآيد كه تاريخ اسلام زن معلوم است و خروج عده نامعلوم است ، كه در اينجا استصحاب بقاى عده مىآيد و در نتيجه ، مقتضاى اصل موضوعى بقاء نكاح خواهد بود ، البته ظاهر فرضى كه كردهاند اين است كه اسلام زن مشكوك باشد ، نه اينكه عده يا اسلام مرد مشكوك باشد ، خلاصه اگر فرض را عوض كنيم حكم آن هم فرق مىكند .
فرع چهارم : نحوه تقسيم ارث در صورت فوت زوج قبل از اختيار
اگر زوج قبل از اينكه اختيار كند ، فوت نمايد ، ارث چگونه تقسيم مىگردد ؟