نكاحهم الى انقضاء العدّة » ابتداء به نظر مىرسد كه تا انقضاى عده زوجيت فعلى باقى است و اگر عده منقضى شد و طرف مقابل مسلمان نشد آن زمان عقد به هم مىخورد .
و لكن با تأمل در روايت خواهيم ديد كه اين ظهور ضعيف بوده ، عبارت بيشتر از شأنيت را نمىرساند زيرا :
جمله « اما المشركون . . . » بلااشكال تقديراتى داشته و بايد قيد بخورد .
اولًا : بايد جمله « اذا أسلم أحد الزوجين » اضافه شود به اين صورت كه اما المشركون اذا أسلم أحد الزوجين فهم على نكاحهم . . . البته اين قيد از جمله بالا فهميده مىشود .
ثانياً : عبارت « زوجه بايد عده نگه دارد » را بايد در تقدير گرفت ، چون قبلًا صحبتى از عدّه نشده است ، قاعده طبيعى عبارت اين است :
اما المشركون فاذا أسلم أحد الزوجين ، زن بايد عده نگه دارد تا ببينيم ديگرى مسلمان مىشود يا نه و تا انقضاى عده آنها بر نكاح سابق باقى هستند .
اين تقديرات خصوصاً ذيل روايت كه تفصيلى را متفرع بر جمله در صدر كرده و مىگويد اگر پس از اسلام زن ، پيش از انقضاى عده ، مرد مسلمان شد زن اوست ، اما اگر مرد پس از انقضاى عده اسلام آورد ديگر زوجه او به حساب نمىآيد ، قرينيّت دارد كه تكليف نكاح آنها بعداً روشن مىشود ، لذا ممكن است استظهار شود كه جمله « فهم على نكاحهم » بيشتر از شأنيت نكاح را نمىرساند .
خلاصه ، عبارت ( فهم على نكاحهم الى انقضاء العدّة ) قابليت هر دو معنا را دارد كه قبل از مسلمان شدن زوجيت فعلى باقى باشد يا اينكه با مسلمان شدن طرف مقابل زوجه او شود و با ملاحظه تمام روايت لفظ ابهامى پيدا مىكند و نمىتوان بيشتر از زوجيت شأنى ، براى آن ظهور معتنابهى قائل شد .
ج ) بررسى حكم عقد وثنى كه اسلام بياورد و در زمان عده وثنيه ، مرتد شود .
معناى اين جمله در حديث كه مىفرمايد « فان اسلمت المرأة ثم اسلم الرجل قبل