تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5590

مساهمون:

ص٥٥٩٠
غريب مىنمايد ، چه طريق‌هايى كه در كتب فهارس ذكر مىگردد معمولًا به صاحب ترجمه منتهى مىگردد و در مواردى كه چنين نيست سقطى در نسخه‌هاى كتاب رخ داده است ، پس على القاعده بايد مراد از « اخى » در عبارت فوق همان صاحب ترجمه باشد ، ولى اين بزرگان ظاهراً به اين نكته توجه داشته‌اند ، ولى به اين جهت احتمال دوم را پذيرفته‌اند كه تناقض صدر و ذيل پيش نيايد ، چون احتمال نخست با عبارت « لم يسمع منه » ناسازگار است « 1 » . در بحث خمس در اين باره به تفصيل سخن گفتيم و از راه‌هاى چندى نشان داديم كه اين عبارت با احتمال نخست هيچ گونه تناقضى ندارد از جمله اين كه سماع يكى از طرق تحمل حديث است و نقل حديث الزاماً به اين طريق صورت نمىگرفته ، بلكه از طريق ديگر همچون اجازه و مناوله هم انجام مىگرفته است ، بنابراين ممكن است جعفر بن قولويه بر طريق اجازه يا مناوله از برادر خود روايت كرده باشد ، ولى از وى حديث نشنيده باشد . بارى اگر ما بخواهيم احتمال دوم را در عبارت نجاشى درست بدانيم بايد به امرى ملتزم شويم كه بسيار مستبعد است ، لازمه اين تفسير اين است كه صاحب ترجمه با راوى او در نام و نام پدران تا سه پشت مشترك باشند ، چون هر دو على بن محمد بن جعفر بن موسى مىباشند ، على و محمد نام‌هاى معروفى هستند و اشتراك در آنها چندان غريب نيست ولى جعفر و موسى به شهرت آن دو نيست . اصلًا در سراسر معجم رجال الحديث كه هزاران عنوان را وى ذكر شده است مورد دومى پيدا نمىكنيد كه دو نفر در اين مقدار از سلسله نسب اشتراك داشته باشد ، و همين امر مىرساند كه صاحب ترجمه همان برادر جعفر بن محمد بن قولويه است ،
هامش
( 1 ) - ر . ك . قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 668 ، معجم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 120 ، ( توضيح بيشتر ) از عبارت هدايه المحدثين ، ص 218 ، هم بر مىآيد كه ايشان احتمال دوم را در تفسير عبارت نجاشى برگزيده ولى صاحب منتهى المقال ، 5 : 53 كلام ايشان را نادرست دانسته است ، از عبارت نقد الرجال 3 : 293 ( به ويژه مطلب حاشيه « 2 » ) هم استفاده مىشود كه صاحب ترجمه را برادر ابن قولويه دانسته‌اند .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5590 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز