تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5550

مساهمون:

ص٥٥٥٠
آزاد نمودن در مقابل امساك است حمل مىشود ، نه اينكه مقصود از آن طلاق مصطلح باشد .

بررسى حكم مهريه زن مسلمان شده قبل از دخول

مرحوم محقق كه عبارتش گذشت ، مىفرمايد : اگر چنانچه زن قبل از دخول اسلام بياورد و در اثر اسلام عقد او فسخ شود ، هيچ مهريه‌اى را مستحق نخواهد بود .

دليل اول صاحب جواهر بر سقوط مهريه

مىفرمايد : نكاح - كانّه - معاوضه‌اى است بين مهريه و بضع و از خاصيت معاوضه اين است كه در صورت وقوع فسخ در آن قبل از مبادله ، هر يك از عوضين به حالت قبل از عقد بر مىگردند ، پس در اينجا هم كه قبل از دخول عقد منفسخ شده است ، مهريه هم ساقط مىشود . خصوصاً كه منشأ فسخ از ناحيه زن بوده است نه شوهر ، و مسأله وجوب اسلام آوردن بر او ، با توجه به اينكه بالاخره عوض تحويل شوهر نشده است ، مانع از مقتضاى قاعده - كه سقوط مهريه است - نمىشود .

بررسى استدلال صاحب جواهر

اين استدلال صاحب جواهر اشكالات متعددى دارد . اشكال اول : اين است كه اينكه ايشان مىفرمايند كه فسخ در اينجا از ناحيه زن بوده است ، حرف تمامى نيست ، چرا كه فسخ عقد در صورت اسلام آوردن زن به يك امر ديگر هم بستگى دارد و آن اسلام نياوردن شوهر است ، چون با اسلام آوردن مرد عقد به هم نمىخورد و به عبارت دقيق‌تر ، عدم اسلام مرد - مقارنا يا متقدما بر اسلام زن - منشأ به هم خوردن عقد شده است . اشكال دوم : اين است كه اينكه ايشان قائل به وجود معاوضه بين مهريه و بضع شده است مطلب ناصحيحى است ، و از اينجاست كه چه بسا ممكن است كه از مهر