تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5534

مساهمون:

ص٥٥٣٤
1 - منكوحه است و مطلقه هم نيست ( در صورت اراده زوج كنايه براى طلاق را و عدم صحت لفظ كنائى براى طلاق ) 2 - منكوحه است و مطلقه هم هست ( در صورت اراده زوج كنايه براى طلاق را و صحت لفظ كنائى براى طلاق ) 3 - منكوحه نيست و جدا مىگردد ( در صورت عدم اراده زوج كنايه براى طلاق را و تصور زوجيت به نحو كلى فى المعين )

ب ) آيا بقاء نكاح زوجات كمتر از حد نصاب احتياج به انشاء بقاء نكاح دارد ؟

وقتى زوج ، زنان زائد بر حد نصاب را جدا نمود آيا براى بقاء نكاح زنان باقيمانده ، احتياج به انشاء بقاء نكاح وجود دارد ؟ صاحب جواهر مىفرمايد : لو قال لما زاد على الاربع اخترت فراقكن اندفعن و ثبت نكاح البواقى و ان لم يحصل منه انشاء بقاء نكاحهن ، البته اينكه ايشان مىفرمايد ثبوت نكاح بقيه ، احتياجى به انشاء بقاء نكاح بقيه ندارد بنابر مبناى خودشان واضح و روشن است ، زيرا مبناى ايشان اين بود « 1 » كه نكاح تمامى اين زن‌ها همچنان كه در حال كفر صحيح بود بعد از اسلام زوج بازهم هنوز صحيح است ولى زوج ملزم است كه تعداد زوجات خود را به حدّ نصاب برساند ( تفكيك بين حكم وضعى و حكم تكليفى ) و با اختيار و انتخاب ، ابطال نكاح مازاد على النصاب بنمايد . پس به خاطر اينكه همگى قبلًا زوجه او بوده‌اند ، عامل مخرج هم مازاد على النصاب را خارج نموده است ديگر صحت نكاح بقيه ، احتياج به انشاء بقاء نكاح ندارد . و اما بنابر مبناى مختار ما ( كه بعد از اسلام زوج ، نكاح معيّنات از بين رفته و فقط به نحو كلى فى المعين ، 4 زن غير معين زوجه او هستند ) نيز مىتوان گفت : هر چند همه اين زن‌هاى معيّن به وسيله اختيار و انتخاب زوج صلاحيت تطبيق كلى بر آنها وجود
هامش
( 1 ) - بنابر استفاده از جواهر الكلام ، ج 30 ، ابتداى صفحه 58 . استاد مد ظله در جلسه بعد راجع به اين استفاده توضيح داده‌اند .