لذا مانعى ندارد به نحو كلى فى المعين ، چهار زن از اين هشت زن ، زوجه او به حساب بيايند . غاية الامر ، براى اينكه وضعيت اين زنان ، معلوم شود ، مرد بايد چهار نفر از آنان را با اختيار ، معين كند . بنابراين ، به مجرد اسلام مرد ، زوجيت معينات ، از بين مىرود و به زوجيت چهار زن لا بعينه تبديل مىشود لكن براى اينكه اينها معلقه نمانند ، بايد حد اكثر چهار نفر از آنان را تعيين كند . بنابراين اگر دليل اثباتى و روايت بر آن دلالت كند ، آن را مىپذيريم . بلى اگر خلاف عقل بود ، ناگزير روايات مسأله را كنار مىگذاشتيم .
5 - اقرب احتمالات در مسأله از نظر استاد مد ظله :
به نظر مىرسد اقرب احتمالات در مسأله همين احتمال اخير است . زيرا همانطور كه عرض شد ، اين احتمال اشكال عقلى ندارد و روايات مسأله نيز كه حكم به اختيار و انتخاب و تعيين مىكند بر آن دلالت دارد .
اما احتمال سوم باطل است زيرا در روايات مسأله حكم نكرده كه نسبت به زنانى كه اختيار مىكند عقد جديد بخواند . احتمال دوم نيز باطل است . زيرا اين احتمال با ادلهاى كه دلالت مىكند بر اينكه مسلمان بيش از چهار همسر نمىتواند داشته باشد منافات دارد . احتمال اول هم كه گويد : « در زمان كفر تنها زوجيت چهار زن صحيح بوده و ما بقى باطل بوده است ، و اختيار كاشف از صحت عقد آن چهار تن است ، پس زوجيت چهار زن ، تعين ثبوتى دارد ، و اثباتاً انتخاب كاشف از آن است باطل است زيرا اگر مثلًا مرد انتخاب نكرد و مرگش فرا رسيد و از دنيا رفت ، بنابر آنكه چهار زن ، تعيّن ثبوتى داشته باشند ، كدام يك از آنها زوجه او به حساب خواهند آمد ؟ بنابراين ، اقرب احتمالات ، همان احتمال چهارم است كه روايات مسأله نيز بر آن دلالت دارد . بقيه بحث را در جلسه آينده دنبال مىكنيم . ان شاء الله تعالى .
« * و السلام * »