3 ) وطى به شبهه با اجنبيه خليه شده ، اگر مرد بخواهد با همان اجنبيه خليه ازدواج كند عده لازم نيست ( براى ديگران لازم است )
على اى تقدير صاحب حدائق مىفرمايد شخص مرتد به عقد جديد احتياج دارد البته در مورد مدخوله بايد عده نگه دارد ، اما اگر مستبصر شد در عده مىتواند با عقد جديد در عده عقد كند . و اينكه ديگران گفتهاند : « هو املك بها » اين صحيح نيست .
اين مطلب ايشان را قبلا بحث كرديم ايشان دو شاهد مىآوردند و صريح هم دانستهاند كه آنها تمام نيست . ما براى ابطال نظر صاحب حدائق دو عرض داشتيم ، كه يكى از آنها قابل بحث است و مربوط به بحث اصولى است كه قبلًا اشاره نشد ، يكى اين بود ( قبل ان تتزوج هو خاطب من الخطاب ) گفتيم ظاهرش تمام شدن عده و صلاحيت ازدواج است . اگر قبل ان تتزوج ، قبل از صلاحيت تزويج و در عده [ مراد ] باشد ديگر خاطب من الخطاب نيست . خود همين يك نحوه ظهورى دارد كه حساب عده جداست بنابراين اگر در زمان صلاحيت تزويج [ بعد از انقضاى عده ] شوهر كرده بود ، نمىتواند با او ازدواج كند و اگر شوهر نكرده هو خاطب من الخطاب مىتواند ازدواج كند . اين استظهار مطابق كلام مشهور را قبلًا داشتيم ، اما شاهد ديگرى كه قبلًا آورديم داراى يك بحث اصولى است : گفتيم كه ذيل روايت دارد اگر وسط عده ( قُتل او مات ) ارث مىبرد و ظاهرش اين است كه در عده و در حال ارتداد بميرد يا كشته شود و گفتيم ارث بردن علامت اين است كه اجنبى محض نيست كه به عقد جديد احتياج داشته باشد .
احتياج به عقد جديد با ارث متوفى بردن مناسبت ندارد زوجيت اگر منقضى است ديگر مشابهتى به زوجه ندارد تا حالت برزخى باشد و ارث ببرد ، اگر احتياج به عقد جديد دارد چرا ارث ببرد ؟ در اختيار او نيست كه زن خود حساب كند پس ارث بردن شاهد اين است كه احتياج به عقد جديد ندارد ، لذا ما گفتيم كه بينونت حاصل
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5336
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٥٣٣٦