تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5335

مساهمون:

ص٥٣٣٥
( استنتاج ) از سهو حفظ ايشان ناشى شده است قبل ان تتزوج را قبل ان تنقضى العده خيال كرده كه هنوز عده تمام نشده اگر بخواهند با او ازدواج كنند هو خاطب من الخطاب ، با اينكه مفاد ظاهر عبارت اين است كه هنوز ازدواج نكرده يعنى صلاحيت ازدواج دارد عده تمام شده ولى شوهر نكرده است ، اين بايد با عقد جديد باشد ، اين ناظر به بعد العده است . ايشان اين را صريحاً ناظر به قبل العده دانسته و مستبصر شدن قبل العده هم هست با اينكه ظاهر روايت ( قُتل او مات ) اين است كه مرتد مستبصر نشده و در عده مرده زن ارث مىبرد معنايى كه ايشان كرده تمام نيست منتها جمله‌اى دارد كه عقد در عده باطل است و زن مدخوله است و عده دارد بر ( طبق معنايى كه كرده ) چطور در عده شخص عقد كند ؟ ايشان توجيه مىكند كه عده براى ديگران است نه براى خودش لذا اگر عقد صحيح بود و از ناحيه ديگر اشكالى نداشت در عده خودش مىتواند عقد كند . حال ببينيم كجا است كه شخص لازم است مدخوله خود را در عده عقد كند . سه طلاقه باشد بايد عده تمام شود و در عده نمىتواند مراجعه كند ، در صورت سه طلاقه بايد با محلل ازدواج كند و محلل طلاق دهد بعد عده نگه دارد بعد از عده مىتواند ازدواج كند . پس اينجا شخص در عده خودش نمىتواند رجوع كند و عقد كند ، اگر رجعى باشد عقد جديد صحيح نيست اما اگر به اين باشد و در عده خود شخص باشد بخواهد با عقد جديد ازدواج كند چندين فرض دارد : 1 ) در مورد طلاق خلعى و مباراتى اگر عقد اول و دوم ، و نيز مدخوله باشد خود شخص با عقد جديد ( چون رجعى نيست ) مىتواند در عده خودش عقد كند ، اما ديگران بايد تا انقضاى عده صبر كنند . 2 ) در مورد مجوزات فسخ ( چه براى زن يا براى مرد با عيوبى كه بحثش خواهد آمد ) اگر فسخ شد چون رجعى نيست و مدخوله هم هست با عقد جديد قابل عقد است .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5335 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز