تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5315

مساهمون:

ص٥٣١٥
دلالت مىكند بر اينكه اگر مرد قبل از ازدواج اين زن با ديگرى ، توبه كند مرد هم مثل ديگران است و اجنبى است و بايد دوباره عقد بخواند . منتهى ديگران نمىتوانند قبل از انقضاء عده عقد كنند اما او جائز است كه قبل از انقضاء عده عقد كند چون عده زن مربوط به اوست » . با آنكه تعبير روايت قبل ان تنقضى عدتها نيست بلكه قبل ان تتزوج است . بنابراين فقره قبل ان تتزوج ظهور دارد در اينكه صلاحيت تزويج براى ديگران هست ولى هنوز ديگران ازدواج نكرده‌اند و ازدواج فعليت پيدا نكرده است ، پس اين فقره دلالت دارد بر اينكه عدّه منقضى شده است و گرنه اگر عده منقضى نشده باشد صلاحيت تزويج براى ديگران نيست . پس ما از اين روايت استظهار مىكنيم كه فرض روايت بعد از انقضاء عدّه است از اين رو زوج خاطب شمرده شده است . لكن صاحب جواهر از روايت چنين استظهار نكرده است بلكه در مقام جمع بين ادله آن را حمل بر رجوع بعد از عده كرده است ، لكن به نظر ما روايت ظهور در انقضاء عده دارد . اما نسبت به فقره « تبين كما تبين المطلقة » كه ايشان از آن استفاده كرده كه عقد مراعى نيست بلكه منفسخ است . بحث در اين است كه آيا تشبيه به مطلّقه از چه ناحيه است . صاحب جواهر اشاره كرده اما كامل بيان نكرده است . به نظر مىرسد كه تنزيل و تشبيه در همه آثار نيست . شاهد بر اين مطلب آن است كه مطلقه ثلاثه احتياج به محلل دارد ولى در مقام قطعاً نياز به محلل نيست بلكه بدون محلل بايد عقد جديد كند . پس تنزيل در جميع آثار نيست . و وقتى تنزيل در جهت خاص شد احتمال دارد مراد اين باشد كه بين اين دو بينونت حاصل شده پس احتياج به عقد جديد هست ، لكن در مطلقه ثلاثاً با محلل ، ولى در مقام بدون محلل ، عقد لازم است . احتمال دوم اين است كه مراد اين باشد كه مثل طلاق رجعى نيست كه اگر در
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5315 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز