حضرمى است كه صاحب حدائق ذكر كرده و صاحب جواهر آن را توجيه كرده است و ديگرى روايت دعائم الاسلام است كه آقايان آن را ذكر نكردهاند و اين روايت از نظر دلالت تمام است لكن از نظر سند تمام نيست از اين رو به عنوان مؤيد آن را ذكر مىكنيم .
روايت اول : روايت دعائم الاسلام : عن على عليه السلام انه قال : اذا ارتد الرجل بانت منه امرأته فان استتيب فتاب قبل ان تنقضى عدّتها فهما على النكاح و ان انقضت العدّة ثم تاب فهو خاطب من الخطاب « 1 » . اين روايت را به قرينه كلمه استتابه آقايان جمعاً بين الادلة حمل بر مرتدّ ملى مىكنند .
روايت دوم : روايت أبو بكر حضرمى « 2 » است كه مورد نزاع صاحب جواهر و صاحب حدائق است و قبلًا آن را خوانديم و اكنون دوباره مىخوانيم :
عن ابى عبد الله عليه السلام : اذا ارتد الرجل المسلم عن الاسلام بانت منه امرأته كما تبين المطلّقه ثلاثاً [ صاحب حدائق مىفرمايد : اين قسمت روايت صريح در اين است كه زن از شوهرش جدا مىشود و نكاح مراعى نيست ] . و تعتدّ منه كما تعتدّ المطلقة فان رجع الى الاسلام و تاب قبل ان تتزوج فهو خاطب و لا عدة عليها منه له و انما عليها العدة لغيره .
ايشان مىفرمايد : ذيل روايت هم كه مىگويد : اگر در عدّه اين شخص توبه كرد و عقد كرد ، مثل افراد ديگر خاطب است صريح است در اينكه بايد عقد كند . اين فرمايش صاحب حدائق است ، لكن توجيه ايشان نسبت به ذيل روايت عجيب است ، ايشان با آن ذوق عرفى كه در روايات دارد اين روايت را معنا مىكند كه قبل ان تنقضى عدّتها با آنكه تعبير روايت قبل ان تتزوّج است ، ايشان مىفرمايد : « روايت
هامش
( 1 ) - جامع احاديث الشيعة ، 25 / 667 ، باب 3 من ابواب مناكحة الكفار و . . . ، ج 19 ، رقم 38231 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، 26 / 27 ، باب 6 من ابواب موانع الارث ، حديث 4 .
تذكر : صاحب وسائل روايت را طبق نقل كافى آورده است و بعض فقرات روايت در كافى نيست لكن در تهذيب هست .
تهذيب الاحكام 9 : 373 / 1332 ، باب ميراث المرتدّ
فروع الكافى 7 : 153 / 3 ، باب ميراث المرتد عن الاسلام .