ان قلت : با توجه به روايت جعفريات كه در آن اكثر زنادقه را مرتد ملى محسوب كرده و كأنّ مرتد فطرى آنها فرد نادر است ، چرا امام عليه السلام در اين روايت در جواب سؤال تفصيل داده و حكم مرتد فطرى را نيز بيان نمودند ، با اينكه طبق بياناتى كه در جلسه قبل كرديم در جواب سؤالها همواره بايد افراد شايع ملاحظه شود ، پاسخ نسبت به افراد نادر لازم نيست .
قلت : همان طورى كه از متن دو روايت معلوم است روايت جعفريات ناظر به عملكرد خود حضرت در حجاز يا كوفه است ولى روايت عثمان بن عيسى سؤالى است كه عامل حضرت از ايشان پرسيده است . با توجه به اين نكته مىگوييم ممكن است در جواب اشكال فوق چنين بگوييم كه زنادقه موجود در محيط خود امام عليه السلام اكثر قريب به اتفاقشان ملى بودهاند ولى زنادقهاى كه عامل حضرت در مورد آنها سؤال مىكند در آن محيط دو قسم بودهاند .
مضافاً به اينكه اين نحوه از جوابهايى كه امام در مورد سؤالاتى كه عوامل حضرت از ايشان مىپرسند ، دارند چون جنبه دستور العمل حكومتى دارد و به عنوان قانونى هميشگى است لذا شايسته است . امام عليه السلام نيز كلى و قطع نظر از خصوص مورد ، پاسخ دهند و بنابراين ، بر فرض اينكه در محيط عامل نيز مرتد فطرى نادر باشد حضرت جوابى كلى دادهاند كه اگر احياناً مرتد فطرى نيز بعدها پيدا شد حكم مسأله روشن باشد .
3 - روايات داله بر عدم قبول توبه مرتد مطلقاً
1 - عن محمد بن مسلم قال سألت ابا جعفر عليه السلام عن المرتد ، فقال : من رغب عن الاسلام و كفر بما انزل على محمد صلى الله عليه و آله بعد اسلامه فلا توبة له و قد وجب قتله و بانت منه امرأته و يقسّم ما ترك على ولده .
« * و السلام * »