توبه كردند ، رجوع كرده و عقد پابرجا مىشود و اگر مدت عده منقضى شد و او در ارتداد خود باقى ماند عقد منفسخ مىگردد .
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه اين رجوع يا انفساخ به چه صورت است و تصور آن چيست ؟
1 - بيان تصورات در مسأله :
تصور اول اين است كه بگوييم زوجيت در زمان عده مراعى است و بقاء مرتد در ارتدادش كاشف از عدم زوجيت از همان زمان ارتداد است به نحو شرط متأخر ، يعنى اگر تا آخر عدّه ارتداد باقى بود كشف مىكنيم كه عقد از اول منفسخ بوده و اگر توبه كردند ( زن يا مرد يا هر دو ) كشف مىشود كه ارتداد اثرى نداشته و انفساخ نياورده است .
به عبارت ديگر : رجوع در عدّه ، كاشف از عدم زوال زوجيت است و شرط زوال زوجيت بقاء ارتداد تا انقضاى عدّه مىباشد .
و از آثار اين مبنا ( مبناى كاشف « 1 » ) اين است كه اگر أحد الزوجين مرتد شود و ديگرى يقين داشت كه از ارتدادش بر مىگردد ، مىتواند احكام زوجيت را بر خود بار كند چون شرط زوال زوجيت محقق نيست .
قول به كشف مشهور بين علماء و صريح فتواى عدهاى است :
علامه در تذكره و شهيد ثانى در مسالك ، دعواى اجماع علمائنا كرده ، صاحب نهاية المرام نيز بلا خلاف تعبير كردهاند كه در اين مسأله با اجماع تفاوتى ندارد .
شيخ طوسى و محقق در شرايع و ديگران با اينكه تصريح به كشف نكردهاند ولى فرعى را مطرح نمودهاند كه عقيده آنها به كشف و شرط متأخر معلوم مىشود ، گفتهاند : اگر مرد در حال ارتداد با زوجه خود وقاع كرد چنانچه قبل از تمام شدن عدّه توبه كرد معلوم مىشود وقاع با زوجه خودش ، و اگر بر ارتداد باقى ماند وقاع با
هامش
( 1 ) - حال اگر قائل به كشف شديم آيا به نحو كشف حقيقى است يا حكمى ؟ در جلسات آينده بحث خواهيم كرد .