است تصوير اهل كتاب عارضى به دو گونه ممكن است يكى قبل از بعثت و ديگرى بعد از بعثت ، و ليكن چون صورت قبل از بعثت محل ابتلاء نيست لذا بحث ما تنها راجع به صورت بعد از بعثت است .
ب ) ادله عدم جواز نكاح با اهل كتاب عارضى همراه با نقد آنها توسط استاد مد ظله
1 - اجماع :
ادعاى عدم خلاف بلكه اجماع بر عدم جواز نكاح با اهل كتاب عارضى و احترام نداشتن آنها شده است .
نقد : ما فرصت اينكه در اين رابطه به تفصيل به كلمات همه علماء و فقها مراجعه كنيم را نداشتيم و ليكن اجمالًا معلوم است كه چنين اجماعى وجود ندارد بلكه مثل مرحوم شيخ طوسى مخالف با آن است و حتى ادعاى اجماع بر جواز نكاح نيز كرده است .
2 - آيه شريفه « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ »
ادله ديگرى كه مورد استناد قرار گرفته و صاحب جواهر نيز آنها را مطرح كرده و پذيرفته است . يكى آيه شريفه
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ »
است . مقتضاى اين آيه كريمه اين است كه هر دين و مذهبى غير از اسلام مورد پذيرش نباشد كه از جمله آنها انتقال است كه در مورد اهل كتاب عارضى صورت گرفته است .
نقد استاد مد ظله :
واضح است كه عدهاى از احكام و امور اعتبارى در مورد غير مسلمانها صحيح و مورد پذيرش است مانند نكاح و معاملاتى كه ما بين خودشان صورت مىگيرد ، معاملاتى كه با مسلمانان انجام مىدهند ، و تزويج انقطاعى با اهل كتاب كه مورد شهرت بلكه اتفاق بين علماء بود . بنابراين امر دائر است كه ما معناى آيه در عدم صحت به قول مطلق در مورد غير مسلمانها را حفظ كنيم و موارد مذكور را تخصيص آيه بدانيم ( توجيهى كه بسيار مستبعد است ) و يا اينكه به قرينه حكم به صحت در موارد مذكور ، از ابتدا آيه را مخصوص به عدم قبول راجع به آخرت و يا