التقيه » تمام نيست ، زيرا همان حديث در كتب ديگر مثل كافى و مناقب ابن شهر آشوب از امام باقر عليه السلام نقل شده و شايد على بن مهزيار مرسلًا از امام باقر نقل كرده باشد .
همچنين كلام ابن خلكان كه در حق او مىگويد « كان مالكياً ثم صار امامياً » دليل بر اين نيست كه وى امامى اثنى عشرى است بلكه مقصود امامى بالمعنى الاعم كه يكى از اطلاقات اين لفظ مىباشد ، است و نمىتوان گفت ابن خلكان نيز با مراجعه به روايت على بن مهزيار چنين كلامى را گفته است .
حاصل اينكه ، طبق تحقيق قاضى نعمان ( صاحب دعائم الاسلام ) امامى مذهب نيست . و لذا روايات او نمىتواند مورد پذيرش قرار گيرد . خصوصا حديث مورد بحث كه جزء مراسيل آن نيز مىباشد . بله روايات كتاب دعائم الاسلام براى تأييد ، خوب است .
اما از جهت دلالت
نيز اين حديث نمىتواند مورد استناد قرار گيرد . زيرا ظاهر ابتدايى و عموم اين حديث شامل فروضى كه شخصى مسلمان نيست ولى اسلام را اختيار مىكند نيز مىشود و چون اين معنا باطل است و نمىتوان گفت او بايد كشته شود لذا امر دائر است كه بگوييم اين حديث از ابتداء ناظر به مسلمانان است يعنى هر كس از مسلمانان تغيير دين بدهد و مرتد شود بايد كشته شود ( و لو به اين بيان كه مراد از دين كه در حديث آمده است ما يجب ان يعتقد به كه همان اسلام است باشد ) و يا اينكه بگوييم مراد حديث همان معناى عام است و ليكن يك استثناء به آن خورده و آن اينكه الّا در صورتى كه از مذهب باطل به مذهبى كه مورد تقرير باشد عدول نمايد كه طبق اين استثناء شامل اهل كتاب عارضى نمىشود ، زيرا آنها نيز به مذهب مورد اقرار عدول نمودهاند و ما اگر تصرف اولى را ترجيح ندهيم و روايت را منحصر در مرتد نكنيم لااقلش اين است كه أحد التصرفين اولى از ديگرى نيست .
هامش
باقر عليه السلام نيست بلكه مراد همان امام جواد عليه السلام است .