اين روايات اشاره كرديم ، از جمله روايت يحيى بن محمد « 1 » عن ابى عبد الله عليه السلام ،
هامش
( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) در مورد سند اين روايت در جلسه پيش به اجمال بحث شد ، در توضيح بيشتر اين سند مىگوييم كه سند روايت در كافى به اين شكل است : محمد بن احمد عن عبد الله بن الصلت عن يونس بن عبد الرحمن عن يحيى بن محمد عن ابى عبد الله عليه السلام ، مراد از محمد بن احمد در اين سند محمد بن احمد بن على بن الصلت قمى برادرزاده عبد الله بن الصلت است كه گاه كلينى از وى با تعبير محمد بن احمد قمى روايت كرده است ( كافى ، ج 8 ، ح 523 ) و گاه به اختصار در نسب با تعبير محمد بن احمد بن الصلت ( كافى ، ج 8 ، ح 390 ) ، شيخ صدوق در مقدمه كمال الدين درباره وى مىگويد : و كان ابى ( رضى الله عنه ) يروى ( عنه ) و كان يصف علمه و عمله و زهده و فضله و عبادته ( ر . ك . معجم رجال الحديث ، ج 15 ، ص 15 ) ، در جلسه پيش محمد بن احمد سهواً نوه عبد الله بن الصلت ذكر شده بود .
اين سند از دو جهت نيازمند بحث است ، جهت اول اين كه آيا يونس بن عبد الرحمن روايت را از يحيى بن محمد به طور مستقيم نقل مىكند يا بين آن دو واسطه مىباشد ؟ جهت دوم : مراد از يحيى بن محمد در اين سند كيست ؟
درباره جهت اول در جلسه پيش گفتيم كه در سند اين روايت در تهذيب ، ج 9 ، بين يونس بن عبد الرحمن و يحيى بن محمد ، على بن سالم واسطه شده است ، به نوشته مرحوم مجلسى اول در روضة المتقين ، ج 11 ، ص 53 « گويا اين عنوان در سند زائد است » ، ولى ظاهراً اين عنوان در سند بوده و در نقل كافى افتاده است ، زيرا علاوه بر اين كه افزوده شدن اين نام به سند توجيه منطقى ندارد به خلاف افتادن آن در سند كه مىتواند به جهت سهو و غفلت صورت گرفته باشد ، نقل تفسير عياشى هم مؤيد وجود اين راوى در سند مىباشد ، در تفسير عياشى ، روايت به نقل از على بن سالم عن رجل عن ابى عبد الله عليه السلام نقل شده كه مىتواند مراد از رجل همين يحيى بن محمد باشد ، و اين احتمال هم هست كه « رجل » مصحّف « يحيى » باشد ، اين دو كلمه در كتابت مىتوانند شبيه به يكديگر نوشته شوند .
درباره جهت دوم در جلسه پيش گفتيم كه ظاهراً يحيى بن محمد تصحيف « يحيى ابى محمد » است و مراد از اين عنوان أبو بصير يحيى اسدى است ، در توضيح اين مدعا مىگوييم كه يونس بن عبد الرحمن روايات چندى از على بن سالم دارد ( معجم رجال الحديث ، ج 20 ، ص 307 و 330 ) كه قرائن نشان مىدهد كه وى همان على بن ابى حمزه بطائنى است كه يونس روايات چندى از وى با عنوان على بن ابى حمزه دارد ، على بن ابى حمزه قائد و عصاكش أبو بصير يحيى اسدى بوده و عمده روايات وى از أبو بصير اسدى است ، أبو بصير اسدى مكنى به أبو محمد است ، از جمله روايات يونس از على بن سالم ، روايتى است كه على بن سالم از يحيى نقل كرده است ، ( كافى ، ج 7 ، ص 163 / 3 ، تهذيب ، ج 9 ، ص 342 / 1232 ) مراد از يحيى در اين سند أبو بصير اسدى است ، تهذيب ، ج 9 ، ص 344 / 1235 به نقل از وهيب از ابى بصير نقل شده كه أبو بصير در مشايخ وهيب ، أبو بصير اسدى است ، در وثاقت أبو بصير يحيى اسدى بنابر تحقيق ترديدى نيست ، بلكه وى از اجلاء و از اصحاب اجماع است ، روايت يونس از على بن حمزه هم ظاهراً قبل از زمان وقف على بن ابى حمزه و در دوران جلالت قدر و صحت مذهب وى صورت گرفته است ، بنابراين روايت فوق صحيحه مىباشد .